تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

صفاريان

طاهريان مجال و مهلت اينكه ترقى مجدد ملت ايران را به سرحد نهايى برسانند نيافتند ؛ زيرا به زودى در مناطق كوهستانى صعب الوصول شرق مركزى ايران ، يعنى در آن نواحى كه هنوز نظريات و عقايد خوارج « 1 » پابرجا مانده بود ، با حريفى جدى و سرسخت روبرو شدند . يعقوب بن ليث كه سابقا حرفهء مسگرى داشت ( و به همين سبب نيز در تمام عمر لقب « صفار » بر او ماند ) توانست از سال 851 / 852 ( برابر 237 هجرى ) در سيستان از قلعهء قرنين « 2 » ( قرنى ) نزديك زرنگ سپاهيانى و نيز مجاهدانى ( مطّوّعه ) را ، كه در راه حفظ عقايد داوطلبانه براى جنگ بر ضد خارجيان - كه بلايى براى كشور شده بودند - و بر ضد « شراة » ( افراطيان خوارج ) در آنجا پايگاهى براى خود ترتيب داده بودند ، و تا آن موقع قسمتى از ايشان از طاهر دوم و قسمتى از صالح ( بن - نصر ) مطوّعى و جانشين وى درهم بن ( نصر ) « 3 » حسين اطاعت مىكردند ، با خود همراه كند « 4 » . فعاليت و سرسختى و استعداد نظامى « 5 » يعقوب صفار كه پيش از اين
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : تاريخ سيستان ، ص 180 و 183 ( در مورد سران خوارج و پيكارهاى آنان و غير آن ) . ( 2 ) - ياقوت ، ج 7 ، ص 66 به بعد . ( 3 ) - مسعودى ( مروج ) چنين نقل نموده است . ( 4 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1500 ؛ - حمزهء اصفهانى ، ص 147 به بعد ؛ - مسعودى ( مروج ) ، ج 8 ، ص 41 به بعد ؛ - تاريخ سيستان ، صفحات 192 تا 200 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، - ص 21 ؛ - مستوفى ( تاريخ گزيده ) ؛ ص 327 و 330 . ( 5 ) - دربارهء صفات شخصى وى رجوع شود به : مسعودى ( مروج ) ، ج 8 ، صفحات 50 تا 55 ؛ - عوفى ( جوامع الحكايات ) ، ص 167 ، شمارهء 710 به بعد و ص 197 ، شمارهء 1281 به بعد و ص 206 شمارهء 1452 به بعد و ص 224 ، شمارهء 1687 . دربارهء صفاريان بطور عموم رجوع كنيد به :Barthold , Turk . 216 - 225 ; Browne I 346 - 355 ; Krymskyj I 46 - 65 ; Siddiqi II 97 - 102 ; Gafurov 158 f .