* با توجه به مقدمهء فوق بفرماييد اطلاق لفظ بر لفظ چند صورت دارد ؟
چهار صورت .
* مراد از عبارت « ليس من باب استعمال اللفظ بشىء » چيست ؟
اينست كه : از چهار صور اطلاق لفظ بر لفظ ، قسم چهارم كه القاء لفظ و ارادهء شخص آن است ، از باب استعمال لفظ نيست .
* چرا ؟
زيرا معنايى نيست كه لفظ در آن استعمال شود و لذا استعمال در آن صدق نمىكند .
* تفصيل مطلب آخوند ( ره ) چيست با ذكر مثال آن را بيان كنيد ؟
بحث داراى دو شق بوده بدين معنا كه :
1 - گاهى ( زيد ) به عنوان اينكه حاكى و دال است موضوع واقع مىشود كه حضرات گفتند :
اين مستلزم اتحاد دال و مدلول است و هو محال .
2 - گاهى ( زيد ) بدون عنوان حكايت و دلالت موضوع واقع مىشود كه حضرات گفتند : اين امر نيز مستلزم تركّب قضيهء معقوله از دو جزء است و هو محال .
حال :
اگر شق اول را در نظر بگيريم كه لفظ بما هو دال موضوع واقع شده ، به اين اعتبار ، استعمال صدق مىكند .
چرا ؟
زيرا : لفظ را دال و حاكى از خودش قرار مىدهيم ، و استعمال نيز يعنى : ايجاد اللفظ بالمعنى .
و اگر شق دوم را در نظر بگيريم كه لفظ بدون عنوان حكايت و دلالت موضوع واقع شده ، به اين اعتبار استعمال صدق نمىكند .
چرا ؟
زيرا : مدلول و معنايى در ميان نيست ، و اين همان چيزى است كه در متن مورد سؤال منظور نظر جناب آخوند است .
* قسم دوم و سوم از اطلاق چهارگانه لفظ بر لفظ چيست ؟
اطلاق لفظ و ارادهء نوع يا صنف از آن است .
* در رابطهء با مطلب مذكور چه محاسباتى صورت مىدهند ؟
چهار نحوهء از محاسبه صورت مىدهند كه عبارتند از :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٠٦