تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
الفخر است كه همان فخر الدين پدر مرحوم اربلى باشد ) . و صاحب « رياض الجنه » دربارهء او چنين مىگويد : « او وزير بعضى ملوك بوده ثروت و شوكت عظيمى داشته و در آخر كار وزارت را ترك كرده به تأليف و تصنيف و عبادت و رياضت پرداخته بود . و ملا عبد الرحمن جامى به خاطر آنكه او وزارت را ترك كرده بود قصيده اى فارسى دربارهء او گفته است . آنگاه صاحب « رياض الجنة » پانزده بيت از آن اشعار را نقل مىكند كه ما بخاطر اختصار از نقل آن خوددارى مىكنيم . و چون آن قصيده خالى از اسم او و از هر گونه اشاره اى به موقعيت اوست ، از اين جهت نشان مىدهد كه او از وزارت دست كشيده بوده و در جوار حرم مقدس زندگى مىكرده تا مرده است » ولى از ابن فوطى گذشت كه او كاتب بوده تا مرده است وفاتش در بغداد واقع شده و در خانه اش كه مشرف بر دجله نزديكى پل جديد بوده دفن شده است و هيچ كس در اين باره اختلافى ندارد ، و قبرش معروف و مورد زيارت بوده تا آنكه در اين زمانهاى اخير كسى مالك آن خانه شده و راه وصول به آن و زيارتش را قطع كرده است ، و البته مردم با اعمالشان پاداش داده مىشوند اگر خير باشد خير و اگر شر باشد شر . بيشتر اشعار او دربارهء عترت پاك پيامبر اكرم است كه در كتابش « كشف - الغمة » موجود است ، از آن جمله شعرى است كه در كنار حرم شريف امير المؤمنين در مدح آن حضرت سروده و در صفحهء 79 از كتابش به چشم مىخورد و ترجمهء آن چنين است : « دربارهء على از مقاماتى كه به نام او شناخته شده و ريسمان دين در حل و حرم بدانها محكم شده بپرس . بپرس از بدر و احد و هوازن و واقعهء جمل و احزاب آنگاه كه عمرو بن عبدود مبارزه مىطلبيد ، و صفين . او داراى افتخاراتى است كه از لحاظ مرتبه با ستارگان آسمان و از لحاظ