قيس ) بشارت باد تو را كه رستگار شدى همانا بوجود آوردن جانشينها و فرزندان شايسته در دست خدا است و بهر كس اراده كند و مشيتش قرار گيرد جانشينى شايسته و پسنديده مىبخشد بتحقيق پروردگار فرزندى پاك دامن و نيكو سيرت به تو عنايت فرموده است ( 1 )
پس تو اى خواننده ، آثار رحمت و مظاهر درود و جلوه گاههاى فضل پروردگار را در قيس مشاهده نما و رحمت و بركت الهى را كه بواسطه دعاى پيامبر ( ص ) نصيب او و خاندانش شد بنگر - درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد .
قيس بن سعد را با شيخين ( ابو بكر و عمر ) در داستان طوق خالد بن وليد سخنان و مناظراتى است كه ابو محمّد ديلمى ، حسن بن ابى الحسن در ارشاد القلوب جلد دوم ص 201 متذكر آنها شده و بيان كرده كه قيس با زبانى فصيح و نطقى گويا و بيانى رسا و ايمانى محكم و دلى با جرأت در مقابل آنان اين سخنان را گفته و ما براى رعايت اختصار از ذكر آن صرف نظر مىكنيم .
استادان قيس و كسانى كه از او روايت كردهاند
بطوريكه در كتاب الاصابة و تهذيب التهذيب آمده است : سرور و فرمانرواى قبيله خزرج ( قيس ) از رسول خدا ( ص ) و مولاى متقيان امير المؤمنين على ( ع ) و از پدرش سعد روايت نموده است .
از جمله روايات او از پدرش روايتى است كه حافظ محمّد بن عبد العزيز جنابذى حنبلى در كتاب « معالم العترة » بطور مرفوع از قيس و او از پدرش نقل كرده است كه او از على بن أبى طالب رضى اللَّه عنه شنيده كه مىفرمود : در روز جنگ احد شانزده ضربت بر من وارد شد در چهار ضربت از پاى درآمدم و بر زمين افتادم مردى خوش صورت و نيك چهره و خوشبو نزد من آمد و بازويم را گرفت و مرا از جاى بلند كرد و فرمود
هامش
( 1 ) اين احاديث در كتاب امتاع مقريزى ص 263 و 515 و تاريخ ابن عساكر جلد 6 ص 82 - 88 و السيرة الحلبية جلد سوم ص 8 موجود است ( مؤلف )