بودند ، ترسيم مىكند . روشن است كه اين نظريه ، زاييدهء انديشه نبوده ، بلكه با نمود در مجموع نصوص و محتويات آن به اصالت آن پى مىبريم ؛ نصوصى كه افقهاى روشنى را پيش روى پيروان اهلبيت عليهم السّلام ؛ يعنى جماعت صالحان كه خط فكرى - سياسى اهلبيت عليهم السّلام را پذيرفته و در راه عقيدهء ناب و اصول مبتنى بر حق ، آمادهء هرگونه جانبازى و فداكارى بودند ، گشودهاند .
اين دوره شاهد فزونى گرفتن فعاليتهاى گستردهء علمى شيعيان و پيروان اهلبيت عليهم السّلام بود كه در تأليف ، تدوين ، تدريس ، روايت حديث و ديگر عرصههاى علمى رايج آن دوره ، تبلور مىيافت . همچنين شمار شاگردانى كه پيرو اهلبيت عليهم السّلام بوده و به مدرسه فقيهان راوى پيوسته بودند چشمگير و قابل توجه بود . نگاهى به فهرست راويان و با در نظر گرفتن قوميتها ، گرايشها و سطح شناخت آنان و نيز از لابهلاى پرسشها و موضوعاتى كه دربارهء آن از امام رضا عليه السّلام روايت حديث مىكردند ، به تلاش همهجانبهء آنان در كسب دانش و سيراب شدن از زلال دانش امام عليه السّلام پى مىبريم .
در اينجا به معرفى برخى از ياران امام رضا عليه السّلام و آثار آنان مىپردازيم :
1 . يونس بن عبد الرحمن
ترجمهنگاران از « يونس بن عبد الرحمن » « 1 » كتابهاى زير را
هامش
( 1 ) . ابو محمد ، يونس بن عبد الرحمن ، مولاى آل يقطين ، ثقه و از اصحاب امام كاظم عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام بود . در ميان اصحاب ما خوشنام و مقدم بود و منزلت والايى داشت . « ابن نديم » دربارهء او مىگويد :
يونس بن عبد الرحمن از اصحاب موسى بن جعفر عليه السّلام ، از موالى آل يقطين و علامهء زمان خويش بود كه كتابهاى زيادى براساس مذهب شيعه نگاشت . آنگاه ابن نديم كتابهاى او را برشمرد .
يونس از « اصحاب اجماع » بود . در روزگار هشام بن عبد الملكزاده شد . امام صادق عليه السّلام را بين صفا و مروه زيارت كرد ، اما روايتى از او نقل نكرد . از امام كاظم عليه السّلام و حضرت رضا عليه السّلام روايت حديث كرد . حضرت رضا عليه السّلام افراد را براى كسب دانش و گرفتن فتوا به او ارجاع مىداد . او از كسانى بود كه اموال زيادى را صرف وقف كرد . در سال 208 ق . بدرود زندگى گفت . خدايش رحمت كند .