مسلمانان را به همّت گماردن به امور مسلمانان و مشاركت داشتن با مسلمانان در آرزوها و رنجهاى آنان ، همچنين همّت گماشتن در ايجاد عواملى كه منجرّ به نزديكى و رسيدن به اتّفاقنظر در نقطهنظرهاى مشترك فكرى ، عاطفى و رفتارى مىشود تشويق مىنمودهاند .
امام باقر عليه السّلام قاعدهاى كلّى در رفتار افراد جامعه وضع نمود كه همان عمق بخشيدن به مفهوم ولايت در ميان مسلمانان است . از زراره روايتشده كه گفت : من و حمران بر امام باقر عليه السّلام داخل شديم ، من به آن حضرت عرض كردم : ما همهء افراد جامعه را با اين ملاك و معيار كه معتقد به اعتقادات ما هستند يا نه ، مىسنجيم ، پس هركس از علوى يا غيرعلوى با ما بر سر اين اعتقاد موافق بود ، با او علقهء ولايت مىبنديم ، و اگر اعتقادش مخالف با اعتقاد ما بود ، چه علوى باشد يا غيرعلوى ، از او بيزارى مىجوييم . امام باقر عليه السّلام به من فرمودند :
اى زراره ، كلام خداوند راستتر از كلام توست ، پس كجا هستند آنانى كه خداوند عزّ و جلّ دربارهء آنان فرموده است : ( مگر آن مردان و زنان و كودكان فرودستى كه چارهجويى نتوانند و راهى نيابند ؟ )
كجا هستند آنانى كه در قرآن تعبير
« مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ »
( كسانى كه كارشان در قيامت متوقف به فرمان خدا است ) دربارهء آنان آمده است ؟ كجا هستند آنانى كه به تعبير خداوند در قرآن اعمال صالحى را با اعمال ناپسند درهم آميختهاند ؟ « اصحاب اعراف » كجا هستند ؟ و همچنين جايگاه كسانى كه به تعبير خداوند در قرآن بايد ميان دلهاى آنان الفت برقرار شود در طرز تفكّر تو كجا خواهد بود ؟ « 1 » .
هامش
( 1 ) . كافى 2 / 382 .