اجتماعات مردم مملو از بحث پيرامون صبر و ديگر ملكات او بوده و آنچنان در دلهاى مردم جاى گرفته بود كه فقط كسى را سعادتمند مىدانستند كه توفيق ديدارش را مىيافت و شرافت روبرو شدن با او و شنيدن كلامش نصيب او مىشد ، همه اين مسائل كه موجب مطرح شدن امام سجاد در جامعه مىشد ، بر امويان گران آمده و خواب راحت را از چشمانشان مىگرفت . به ويژه وليد بن عبد الملك كه رؤياى شيرين حكومت بر مسلمين و جانشينى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در سر مىپروراند و از كينهتوزترين دشمنان امام زين العابدين عليه السّلام به حساب مىآمد « 1 » .
زهرى از وليد روايت كرده كه گفت : تا على بن الحسين زنده است راحتى براى من وجود ندارد « 2 » .
بههمين سبب چون حكومت به وى رسيد تصميم به ترور امام سجاد عليه السّلام گرفت ، او سمى كشنده براى حاكم مدينه فرستاد تا آن را به امام سجاد عليه السّلام بخوراند « 3 » حاكم مدينه نيز اين جنايت هولناك را به انجام رسانيد و روح بزرگ امام زين العابدين عليه السّلام پس از اينكه آفاق را با نور علم و عبادت و جهاد و خالى بودن از هواى نفس روشن كرده بود به سوى خالق خويش پرواز كرد .
امام ابو جعفر محمد باقر عليه السّلام تجهيز جنازه پدر بزرگوارش را به عهده گرفت و پس از تشييع پرجمعيت و بىنظيرى كه مدينه مانند آن را به خود
هامش
( 1 ) . درباره شهادت امام سجاد عليه السّلام بعضى از مورخين چنين عقيده دارند كه قاتل ايشان هشام بن عبد الملك بوده و او بوده كه سم را براى قتل آن حضرت فرستاده است ، حبار الانوار 46 / 153 و مىتوان هردو قول را جمع كرد كه وليد دستور اين كار را به هشام داده باشد و او متصدى اجراى آن جنايت بوده است .
( 2 ) . حياة الامام زين العابدين 678 .
( 3 ) . بحار الانوار 46 / 153 به نقل از الفصول المهمة اثر ابن صباغ مالكى / 194 .