لك خشعت بك آمنت و لك اسلمت و عليك توكّلت و انت ربّى خشع لك سمعى و بصرى و مخّى و عصبى و عظامى و ما اقلّته قدماى للّه ربّ العالمين
براى تو خشوع كردم و به تو ايمان آوردم ، تسليم تو هستم و بر تو توكّل كردم ، تو پروردگار منى ؛ چشم ، گوش ، مغز ، عصب و استخوانهايم و تمام اعضاى بدنم براى تو ، اى پروردگار جهانيان .
خشوع مىكند . بايد متوجّه باشى كه ادّعاى بزرگى كردهاى ، ادّعا مىكنى كه با تمام وجود و از روى حقيقت به خدا روى آوردهاى ، تسليم او شده و بر او توكّل كردهاى ؛ پس مباد كه عضوى در بدنت خاشع و تسليم خدا نشده باشد يا در يكى از امور دين يا دنيا بر او توكّل نكرده باشى كه در اين صورت دروغگو خواهى بود و نمازى كه با دروغ و بهتان گزارده شود ، اثرى نخواهد داشت .
يكى ديگر از آداب ركوع اين است كه تا در مقابل مولاى خود ، به تمام انحاء و روشها ، اظهار عبوديّت و ذلّت نكردهاى ، سر از ركوع برندارى .
از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه على عليه السّلام آنقدر در ركوع مكث مىكرد كه عرق بدنش زمين را خيس مىكرد . « 1 »
اينها كسانى هستند كه خدا ايشان را هدايت كرده ؛ پس اى كه به فكر خويش هستى ، در پرتو نور هدايت ايشان حركت كن .
ديگر از آداب ركوع اين است كه با وقار و آرامش از ركوع برخيزى ، چرا كه مولا تو را مىبيند ؛ پس چون مىگويى :
سمع اللّه لمن حمده اهل الكبرياء و العظمة و الجود و الجبروت
خدا مىشنود صداى كسانى را كه او را ستايش مىكنند خدايى كه اهل كبرياء و عظمت و جود و جبروت است ؛ با كلمات كبرياء و عظمت و جبروت .
دستانت را با ذلت به سوى معبودت دراز كن و با كلمهء جود آنها را بگشا .
هامش
( 1 ) . كان علىّ عليه السّلام يركع فيسيل عرقه حتّى يطأ فى عرقه من طول قيامه ( بحار الانوار ، ج 85 ، ص 110 ، ب 26 ، ح 20 )