و اين ديه از جملهء ميقاتهاست ، كه حاجيان از آنجا احرام مىكيرند ، بر راه مدينه ، اوّل ميقاتى كه حجكننده از اين راه احرام كيرد ، اين ديهء است .
و كويند « 1 » كه : أبا علىء شجرى با ليلىء نعمان ديلمى « 2 » بود - صاحب « 3 » لشكر حسن بن زيد علوى - و با او بنيسابور درآمد ، جون ليلى را به نيسابور « 4 » بكشتند ، أبو على از نيسابور بيرون آمد ، و بقم آمد و وطن ساخت ، در سنهء عشر و ثلثمائه « 5 » ، و دختر عبد اللّه بن حمّاد بن نضر بن عامر أشعرى « 6 » را بخواست ، و از او :
أبو جعفر محمّد ، و أبو محمد الحسن الشّجرى ، و أبو القسم على ، و أبو عبد اللّه جعفر ، و أبو الحسين عبد اللّه ، و ابو . . . . . و ابو . . . . . « 7 » ، و پنج دختر آورد ، و ابو جعفر محمد را ذكر نكردهاند .
هامش
( 1 ) . احتمالا راوى و گوينده اين روايت أبو عبد اللّه محمد بن على جعفرى ( از نوادگان عبد اللّه بن جعفر بن أبى طالب ) است ، كه مصنّف در خاتمهء باب سوم همين قضيّه را از او روايت مىكند .
( 2 ) . او أبى جعفر ليلى بن النعمان الديلمى الشاهى ، يكى از جنگاوران و فرماندهان شجاع لشكر الناصر للحقّ ( م 304 ه ) أبى محمد الحسن بن على بن الحسن بن على بن عمر بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب عليهما السلام ( از امامان و حاكمان دولت علويان زيدى در طبرستان ) بود ، بنا به روايت مؤرخين ليلى در جنگ سختى كه ميان او و لشكريان خراسان به فرماندهى حمويه بن على - معروف به كوسج - در روستاى نوقان ، در 2 فرسنگى شهر طوس رخ داد ، شكست سختى خورد ، و در شهر طوس متحصن گرديد ، ليكن عاقبت در سال 309 هجرى در هنگام نبرد تن به تن مجروح شده و اسير گرديد ، و سر او را بريده و به بغداد بردند . ليلى برادرى داشت به نام زينور ، كه او نيز از لشكريان بود ، نگاه كنيد به : « اخبار ائمة الزيديّه : ص 25 - 26 ، 44 - 46 ، و الكامل فى التاريخ : حوادث سال 309 ه » .
( 3 ) . فرمانده لشكر ، و در « اخبار ائمة الزيديّه : ص 34 » درباره اين منصب آمده است : ( و قد كان الديلم عقدوا رئاسة الجيش لليلى بن النعمان ) .
( 4 ) . به نوشته مورخين زيدى ليلى در طوس كشته شد نه نيشابور . اما ابن الأثير در « الكامل فى التاريخ در حوادث سال 309 ه » قتل او را در نيشابور دانسته است .
( 5 ) . سال 310 هجرى .
( 6 ) . ؟
( 7 ) . در اصل و تمامى نسخهها بياض .