و درختهآى جوز « 1 » و فستق « 2 » - تمام بار ، و ميانه ، و دون « 3 » - هر يك جدا بنويسد ، و در دفتر اثبات كند .
و درختى كه بر كنار جوى ، يا بر كنار سواقى « 4 » و أدويه « 5 » واقع شده باشد ، آن را نشمارد ، و بذان التفات نكند ، و در حساب نياورد ، و در دفتر ننويسد .
و بهر صد جريب زمين غلّه و پنبهء و انكور و زعفران و خضريّات « 6 » ، شازده درم و جهار دانك درهمى حقّ مسّاح و معابر است . ده درم از آن مسّاح ، و ششم درهم و جهار دانك درهمى از آن معابر .
و معابر : كسى را كويند كه عمّال و ولات « 7 » ، بعد از آن كه مسّاحان و حرّازان « 8 » مواضع بپيموده و مساحت كرده باشند ، او را بفرستند تا برين مواضع بكذرد ، و احتياط كند ، و باز بيند ، كه مسّاحان سهوى و ميلى و محابائى « 9 » نكردهاند .
و بهر ده درخت جوز ، يك درهم از آن مسّاحان و معابران است .
و بهر آسيائى دآئرهء « 10 » ، نيم درهم .
هامش
( 1 ) . جوز : گردو .
( 2 ) . فستق : ( به ضم يا كسر فاء ) معرّب پسته .
( 3 ) . كمبار .
( 4 ) . سواقى : جمع « ساقيه » ، كنار نهر و رودخانه .
( 5 ) . أوديه : جمع « وادى » به معناى دشت .
( 6 ) . خضريات : سبزى .
( 7 ) . در اصل : و ولايت .
( 8 ) . حرّازان : جمع « حرز » يعنى حرزكنندگان ، و اينان كسانى هستند كه حدود زمينهاى كشاورزى را اندازهگيرى كرده و مرز ميان دو زمين را معين مىكنند .
( 9 ) . سهو : اشتباه . ميل : همسويى با خواسته مالك زمين . محابى : نوعى رشوه گرفتن است كه در برابر پايينآوردن قيمت كالاى فروختهشده به مسّاح ، او خراج زمين را كمتر مىنويسد .
( 10 ) . دائره : برقرار و آباد و در حال كاركردن .