اصلاح خود توقع دارى بيشتر است ؟ آيا نمىدانى كه بهترين عبادت عمل است و دشوارترين عملها سياست بر رعيّت است و تو اى پادشاه بر رعيّت خود عدل مىكنى و با تدبير خود آنها را به صلاح مىآورى و به اندازهاى كه امور آنها را به صلاح آورى مستحقّ ثواب خواهى بود ؟ اى پادشاه اگر صلاح امّت را فروگذارى آنان را تباه ساختهاى و اگر امّت خود را تباه كنى گناهى عايد تو مىشود كه از ثواب اصلاح نفس خود عظيمتر است .
اى پادشاه آيا نمىدانى كه دانشمندان گفتهاند : هر كه نفسى را تباه سازد نفس خود را تباه كرده است و هر كس نفسى را به صلاح آورد نفس خود را به صلاح آورده است و كدام تباهى بزرگتر از آنكه ترك رعيّتى كنى كه رهبر آنانى و ترك اقامت در امّتى كنى كه باعث انتظام امور ايشانى ؟ اى پادشاه رداى پادشاهى را از دوش ميفكن كه آن وسيلهء شرافت دنيا و آخرت توست . گفت : سخن شما را فهميدم و در بارهء آن انديشه كردم ، امّا اگر براى اجراى عدالت و صلاح در ميان شما و دريافت اجر از خداى تعالى پادشاهى را برگزينم و ياران و وزرايى نداشته باشم كه بعضى از امور مرا متكفّل شوند و خيرخواه و معاون من باشند ، گمان
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 505
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٠٥