تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
خطا كرده‌ام كه شما را با اين ضعف ياور خود كرده‌ام و اگر شما قادر بر دفع آن بوده‌ايد امّا از آن غفلت كرده‌ايد پس شما خيرخواه و مشفق من نبوده‌ايد . گفتند : اى پادشاه ! اگر با سلاح و حربه و خيل بتوان مانع دشمن شما شد تا خون در رگ ماست در اجراى اين مهمّ آماده‌ايم ، امّا اگر دشمنى به ديده ما درنيايد و او را نشناسيم نمىتوانيم او را دفع كنيم . گفت : آيا من شما را براى دفع دشمنانم استخدام نكرده‌ام ؟ گفتند : آرى . گفت : از كدام قسم دشمنان مرا محافظت مىكنيد ؟ آيا از دشمنانى كه به من ضرر مىرسانند يا دشمنانى كه ضرر نمىرسانند ؟ گفتند : از دشمنى كه ضرر مىرساند . گفت : آيا از هر دشمن ضرر رساننده‌اى محافظت مىكنيد يا از بعضى آنها ؟ گفتند : از تمامى دشمنان ضرر رساننده تو را محافظت مىكنيم . گفت : اينك رسول مرگ در رسيده و خبر تباهى بدن و زوال پادشاهى مرا مىدهد و مىخواهد آنچه را بنيان كرده‌ام خراب كند و آنچه را جمع كرده‌ام پراكنده سازد و آنچه را درست كرده‌ام تباه كند و آنچه را اندوخته‌ام قسمت كند و كارهاى مرا تبديل كند و هر چه را استوار ساختم برباد دهد ، و اين رسول از جانب مرگ خبر آورده كه به زودى دشمنان مرا شاد خواهد كرد و با فناى من درد سينه آنها را شفا خواهد داد