كردند كه پادشاهى پدر به دو باز گشته بود و آنها را نيكو پذيرفت ، و نامه ها به عمال خويش نوشت كه با رعيت مدارا كنند و روش نكو گيرند . به وزيران و دبيران و اطرافيان خويش نيز چنين فرمان داد و خطابه اى بليغ براى آنها خواند و با رعيت به عدالت و رأفت بود كه دوستى و اطاعتشان را دانسته بود و عموى مخلوعش اردشير اطاعت وى كرد .
و بزرگان و سران خاندانها ، طنابهاى خيمهء وى را ببريدند و خيمه بر او فرود آمد ( و بمرد ) و مدت پادشاهيش پنج سال بود .
پس از او برادرش بهرام به پادشاهى رسيد
او پسر شاپور ذو الأكتاف بود و لقب كرمانشاه داشت . از آن روز كه پدرش شاپور در ايام زندگى خويش ولايت كرمان به دو داده بود ، وى به سران سپاه نامه نوشت و به اطاعت ترغيب كرد و به پرهيزكارى و خيرخواهى شاه فرمان داد . در كرمان شهرى بنياد كرد . در كار رعيت تدبير نكو و روش پسنديده داشت مدت پادشاهيش يازده سال بود . جمعى از جنگاوران بر وى بشوريدند و يكيشان تيرى بينداخت و او را بكشت .
پس از او يزدگرد بدكار پادشاه شد
وى پسر بهرام ملقب به كرمانشاه ، پسر شاپور ذو الأكتاف بود و به گفتهء بعضى نسب شناسان پارسى يزدگرد بدكار برادر بهرام كرمانشاه بود و پسر وى نبود . هشام