چون خطابه فاطمه ( س ) به اينجا رسيد ، مردم با صداى بلند گريستند وگفتند :
" اى دختر پاكان وپاكيزگان ! دلها وسينه هاى ما را آتش زدى وجگرهاى ما را به آتش
حزن واندوه ، سوزاندى ، ديگر بس كن . " پس فاطمه ( س ) ساكت شد .
خطابه أم كلثوم ( س )
راوي مىگويد : أم كلثوم ، دختر أمير المؤمنين ( عليها السلام ) ، در حالي كه
صدايش به گريه بلند بود ، از پشت پرده هودج اين خطبه را در آن روز قرائت كرد :
" اى أهل كوفه ! واي به حال شما ! چرا حسين ( ع ) را كوچك شمرديد وأو را
كشتيد وأموال أو را به غارت برديد وزنان أو را أسير نموديد وآنگاه بر أو گريه مىكنيد ؟
واي بر شما ! هلاكت وبدبختى بر شما باد ! آيا مىدانيد چه گناه بزرگى مرتكب شديد ؟
وچه جنايتي را به گردن گرفتيد ؟ وچه خونهايى را به ناحق ريختيد ؟ وچه پرده نشينانى را
از پرده بيرون افكنديد ؟ وچه خانواده اى را از زينت وزيور عريان گردانيديد ؟ وچه
اموالى را به غارت برديد ؟ وچه كسى را كشتيد كه بعد از رسول خدا ( ص ) هيچ كس به
مقام أو نمىرسيد ؟ رحم از دلهاى شما برداشته شد . " آگاه باشيد كه تنها حزب خداوند
رستگارانند وحزب شيطان زيانكاران مىباشند . "
سپس اين اشعار را خواند :
" برادرم را كشتيد . واي بر مادرانتان باد ! به زودى به آتشى گرفتار مىشويد كه
شعله هايش زبانه مىكشد . شما خونى را پايمال كرديد كه خدا وقرآن وپيامبر ريختنش
را حرام كردند . شما را به آتش جهنم مژده مىدهم . هر آينه شما ، فرداى قيامت ، در
ژرفناى آتشى خواهيد بود كه شعله هايش برمىخيزد . من همواره بر برادرم خواهم
گريست ، بر بهترين كسى كه بعد از پيامبر متولد شد . آرى ، با أشك چشم فراوان كه هرگز
انقطاع ندارد مىگريم . اين گريه هرگز پايان پذير وخاموش شدني نيست . "
راوي مىگويد : در اين هنگام صداى گريه وناله از مردم برخاست . زنها گيسو