823 . قردمانا 1
گاهى آن را قرطمانا 2 مىنامند .
بشر : آن با « دال » و « طا » [ نوشته مىشود ] ؛ اين [ واژه ] رومى است ؛ [ آن را ] به فارسى كرويا رومى 3 و به سندى به سودا 4 [ مىنامند ] .
[ قردمانا ] شاخههايى است ؛ كرويا رومى ريز و سفيدگون است ، مزهاش شبيه [ مزهء كرويا ] نبطى اما تندتر است .
ديسقوريدس 5 : قردمانا در ارمنستان ، عربستان و هند يافت مىشود . گونهاى از آن را برگزين كه به دشوارى خرد مىشود ، بوى شديد دارد ، زبان را مىگزد و داراى اندكى تلخى است .
جالينوس قردامومون 6 [ مىنامد ] و [ مىگويد كه ] آن دو نوع است .
پولس : جانشين [ قردمانا ] سعد است .
ارجانى : بهترين [ قردمانا ] به دشوارى خرد مىشود ، پر ، سخت ، با بوى نافذ و مزهء تند و اندكى تلخى است و از ارمنستان مىآورند . آن شاخهها و خردهچوبهاى زرد و گردرنگ است . روى آنها گلهايى شبيه باذآورد نيز وجود دارد . آن بو و مزهء تند دارد .
جانشين آن اسپند يا اذخر است .
( 1 ) . از يونانى ( ديوسكوريد ،
I
، 5 ) كه در نزد مؤلفان يونانى به معناى « هل » است ؛ تئوفراست ، 543 . در اينجا نيز به نقل از ديوسكوريد ، ظاهرا سخن از هل است . لكن مؤلفان شرقى زيره وحشى -
Lagoecia cuminoides L .
را با اين نام مشخص مىكنند ؛ ابو منصور ، 461 ؛ ابن سينا ، 613 ؛ ميمون ، 334 ؛ عيسى ، 1044 ؛
III , Low
، 439 .
( 2 ) . قرطمانا ، قس . عيسى ، 1044 .
( 3 ) . كرويا رومى يعنى « زيرهء رومى » ؛ نك . شمارهء 894 .
( 4 ) . به سودا طبق
Platts
، 177 ،
Asparagos racemosus - bahu - sut
( مارچوبه ) است .
( 5 ) . قس . ديوسكوريد ،
I
، 5 .
( 6 ) . قردامومون ، نك . يادداشت 1 .
824 . قرقومغما 1
رازى : [ اين ] درد روغن زعفران است .
ديسقوريدس : بهترين [ قرقومغما ] خوشبو ، سياه است كه در آن تراشههاى ريز وجود ندارد 2 . اگر آن را [ در آب ] 3 خيس كنيم ، آنگاه رنگش بسيار نزديك به رنگ زعفران