است كه از شكم پرستو به دست مىآورند و بر ضد يرقان به كار مىرود . پرستو به عربى عصفور الجنة « گنجشك بهشتى » نيز ناميده مىشود .
710 . عصافير السنبل 1
در ترياق حنين [ گفته شده است ] كه اين « سنبل گنجشكى » 2 است .
ديسقوريدس 3 : ناردوس هندى 4 همان عصافير السنبل است 5 . سنبلهاى هندى و شامى در كوههاى نزديك شام [ مىرويند ] ، برخى از اين كوهها به نواحى هند نزديك مىشوند . بهترين [ سنبل ] شامى تازه ، سبك با شاخههاى بسيار و تلخمزه است .
خوشههايش كوچك به رنگ سرخ و مانند سعد خوشبوست .
( 1 ) . به عربى : « گنجشكهاى سنبل » ؛ در ديگر منابع دسترس ما به اين شكل نوشته نشده است . اما در اينجا اشاره مىشود كه اين همان سنبل العصافير « سنبل گنجشكى » -
Nardostachus jatamansi DC .
مترادف
Valeriana jatamansi Jones .
است . نك . شمارهء 571 ، يادداشت 1 .
( 2 ) . سنبل العصافير ، نك . يادداشت 1 .
( 3 ) . ديوسكوريد ،
I
، 6 .
( 4 ) . ناردوس الهندى .
( 5 ) . چنين جملهاى در ترجمهء عربى ديوسكوريد وجود ندارد .
711 . عصا الراعى 1
به سريانى حطرىراعيا 2 ، به فارسى صد پيوند 3 [ ناميده مىشود ] .
ابو معاذ : به فارسى وىايزه 4 ، به بستى 5 ديوزوان 6 [ ناميده مىشود ] .
جالينوس در حيلة البرء با توصيف يك كوه [ مىگويد ] كه برسياندارو 7 يعنى « عصا الراعى » بر اين كوه مىرويد . آن را بطباط نيز مىنامند كه در فصل « باء » از آن نام برده شده است 8 .
( 1 ) . به عربى : « چوبدستى چوپان » -
Polygonum aviculare L .
؛ سراپيون ، 54 ؛ ابو منصور ، 397 ؛ ابن سينا ، 530 ؛ ميمون ، 298 ؛ عيسى ، 6 145 .
( 2 ) . حطرى راعيا ،
I , Low
، 4 .
( 3 ) . صدپيوند ،
II , Vullers
، 511 : « صدپيوند گياهى است كه به عربى « عصافير الراعى » [ ؟ ] ناميده مىشود » .
( 4 ) . چنين است در نسخهء الف : وىايزه ( ؟ ) . نسخهء فارسى : دبيبر .