پروردگارش را خواند و گفت :
« رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ »
« 1 » ؛ « پروردگارا ، اين شهر را ايمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار . » آن گاه بار ديگر ، براى پدر و مادرش طلب آمرزش مىكرد :
« رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ »
« 2 » ؛ « پروردگارا ، روزى كه حساب برپا مىشود ، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى . »
در اين جا ، علامه طباطبايى ديدگاه نهايى خويش را آشكار مىسازد و مىگويد :
« سياق آيه و قرائن همراه آن بهترين گواه است كه والد ابراهيم - كه در اين جا براى او دعا و طلب آمرزش كرد - فردى غير از آزر مىباشد كه در روزگار گذشته ، از وى بيزارى جُست » ؛ زيرا ابراهيم كسى نبود كه جايگاه آزر را - كه دشمنىاش با خدا براى ابراهيم آشكار شده بود - فراموش كند يا خود را به فراموشى زند و دوباره برايش دعا كند . ابراهيم مىدانست كه در موضع دشمنانه و سركشى آزر در برابر خداى سبحان ، تغييرى ايجاد نشده است .
علامه گويد : « بنابراين آزر ياد شده در آن آيات ، والد ابراهيم و پدر حقيقى او نيست و به مجاز ، پدر ناميده شده است ؛ چنان كه اين روش در قواعد زبان ، شايع و نزد ديگر اقوام شناخته شده مىباشد . » « 3 »
اين دقت سرشار در بررسى اخبار نادرست و منافى با نصّ كتاب و مبانى برآمده از اصول معارف اصيل اسلامى ، شايستهء توجه است .
استاد شيخ محمد عبده نيز موضعگيرىهاى آشكارى در برابر اخبار ضعيف و بهويژه اسرائيليات دارد . او رسوايى چنين اخبارى را نمايان ساخته و آشكارا ، بطلانشان را ثابت كرده و در پرتو نور خرد و هدايت كتاب عزيز ، به نقد آنها پرداخته است . در اين جا ، نمونهاى از آن ياد مىشود .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) 35 .
( 2 ) . ابراهيم ( 14 ) 41 .
( 3 ) . الميزان ، ج 7 ، ص 168 - 171 . نيز براى تفصيل بيشتر بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 7 ، ص 66 - 69 .