147 -
و آن حضرت فرمود : شخصيت مرد در زير زبانش پنهان است .
148 -
و آن حضرت فرمود : انسانى كه اندازهء خود را نشناخت هلاك شد .
149 -
و آن حضرت به مردى كه از او درخواست موعظه كرد ، فرمود : از آنانى مباش كه بدون عمل اميد به آخرت دارد ، و به آرزوى طولانى توبه را به تأخير مىاندازد . سخنش دربارهء دنيا سخن زاهدان ، و عملش عمل راغبان است .
اگر از دنيا داده شود سير نمىگردد ، و اگر منع شود قناعت نمىورزد . از شكر آنچه به او عنايت شده ناتوان ، و نسبت به باقيمانده افزون طلب است . از بدى نهى مىكند و خود پذيراى نهى نيست ، و به آنچه خود به جا نمىآورد دستور مىدهد . به شايستگان علاقه دارد ولى مانند آنان عمل نمىكند ، و با گنهكاران دشمنى مىورزد و خود يكى از آنان است .
به علّت كثرت گناهش از مرگ نفرت دارد ، و بر آنچه كه به خاطر آن از مرگ مىترسد پابرجاست . اگر بيمار شود پشيمان مىگردد ، و اگر تندرستى يابد در حالتى از امنيت به لهو پردازد .
چون عافيت يابد خودپسند شود ، و چون مبتلا گردد نااميد شود . اگر مصيبتى به او برسد به حال اضطرار دعا كند ، و اگر آسايشى به او رسد در حال غرور روى از خدا بگرداند . نفسش بر آنچه گمان دارد بر او غالب است ، و به آنچه باور دارد بر نفس غالب نيست . بر غير خود به كمتر از گناه خود مىترسد ، و به پاداشى بيش از كردارش اميدوار است .
اگر توانگر شود در طغيان و فتنه افتد ، و اگر تهيدست گردد به نااميدى و سستى دچار شود . در عمل كوتاهى كند ، و چون درخواست نمايد مبالغه كند . اگر شهوتى به او روى كند گناه را جلو اندازد و توبه را تأخير افكند ، و اگر رنجى به او رسد از شرايط دين دور شود . عبرت را بيان مىكند ولى خود عبرت نمىگيرد ، در پند دادن مبالغه نمايد ولى خود پند نگيرد ، به گفتار مىنازد ، و به عمل كمتر مىپردازد .
در آنچه فانى است رغبت مىكند و نسبت به آنچه باقى است سهل انگارى مىنمايد .