تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
الظّهير و النّصير : براستى آن كس كه ببخشد به آن كس كه او را محروم مى دارد و پيوند كند با كسى كه از وى مى برد و بگذرد از كسى كه بر وى ستم مىكند براى چنين كسى از جانب خدا پشتبان و يارى خواهد بود

155

إنّ مثل الدّنيا و الأخرة كرجل له امرأتان إذا أرضى إحداهما أسخط الأخرى : براستى كه مثل دنيا و آخرت مانند مردى است كه دو زن داشته باشد كه هرگاه يكى از آن دو را خوشنود بدارد و ديگرى بر او خشم گيرد ( كه الدّنيا و الأخرة ضرّتان لا يجتمعان ) .

156

إنّ من غرتّه الدّنيا بمحال الآمال و خدعته به زور الأمانىّ أورثته كمها و ألبسته عمى و قطعته عن الأخرى و أوردته موارد الرّدى : براستى كسى كه جهان او را باميدهاى ناشدنى و غير ممكن بفريبد و بآرزوهاى دروغينش گول بزند جهان براى چنين كسى نابينائى بجاى گذارد و لباس كورى را بوى در پوشاند از آخرتش باز دارد و بجايگاه هلاكت بكشاندش

157

إنّ اللّه سبحانه أبى أن يجعل أرزاق عباده المؤمنين إلّا من حيث لا يحتسبون براستى كه خداوند سبحان ابا دارد كه روزيهاى بندگان مؤمنش را قرار دهد جز از جائى كه از آن گمان ندارند ( بسيار افتد كه انسان از جائى كه اميد خيرى دارد نمى رسد و از جائى كه ابدا بخاطرش خطور نمى كرد سود سرشارى عايدش مى گردد و اين براى آنست كه توجهّ انسان فقط به خدا باشد و بس ) .

158

إنّ المؤمنين هيّنون ليّنون : براستى كه مؤمنان همواران و نرم خويان اند .

159

إنّ المؤمنين محسنون : براستى كه مؤمنان نيكوكارانند .

160

إنّ المؤمنين خائفون : براستى كه مؤمنان خداترسانند .

161

إنّ سخاء النّفس عمّا فى أيدى النّاس لأفضل من سخاء البذل : براستى كه سخاوتمندى نفس انسان از آنچه كه در دستهاى مردمان است ( و چشم توقّع نداشتن از آنان ) البتهّ بالاتر از سخا و بخشش كردن مال است .

162

إنّ الوعظ الّذى لا يمجهّ سمع و لا يعدله نفع ما سكت عنه لسان القول و نطق به لسان الفعل : براستى آن پندى كه هيچگوشى
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 232 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي