Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 271

Contributors:

P.271
است كه ساتريت در جميع أحوال نماز از أول نماز تا باخر حاصل باشد يا كفايت مىكند ستر نسبت بهر حالتي در وقت تحقق آن حالت مثلا هر گاه جامه اش بنحوى باشد كه ستر عورت كند در حال قيام نه حال ركوع پس ايا باطل است نماز در أو واگر چه در حال ركوع ساتر را بنحوى كند كه ستر عورتش بشود يا بساتر ديگرى عورت خود را مستور كند يا باطل نيست دو وجه است أقوى وجه ثاني وأحوط وجه أول است وبنابر آنچه گفتيم پس اگر جامه أو پاره وسوراخ باشد بنحوى كه منكشف شود از أو عورت در بعض أحوال نماز ضرر ندارد هر گاه در انحال مسدود كند آن موضع را بجمع كردن جامه يا بنحو ديگر ولو انكه دست بر آن موضع گذارد لكن در ستر عورت بدست اشكال است
( مسألة 16 ) در قسم أول ستر كه اختصاص بنماز ندارد بلكه از حيث حرمت نظر است بر آن آن حاصل مىشود آن قسم ستر بهر چيزيكه مانع از نظر باشد اگر چه بگذاشتن دست خود يا دست زوجه يا كنيز خود باشد همچنانكه كافى است در ستر دبر بهم چسبيدن رانها واما ستر عورت در نماز پس كافى نيست در أو آنچه ذكر شد اگر چه در حال اضطرار باشد بلكه كفايت نمىكند ستر بماليدن كل بر عورتين نيز در حال اختيار بلى در حال اضطرار كافى است بنابر أقوى واگر چه أحوط خلاف آن است واما ستر كردن به برك درخت وگياه پس أقوى جواز است حتى در حال اختيار لكن أحوط اقتصار بر حال اضطرار است وهم چنين است در مجزى بودن مثل پنبه وپشم بافته نشده واگر چه أولى بافته شده از انها است يا از غير أنها از چيزهائيكه از لباسهاى متعارفه باشد
( فصل دويم ) در شرائط لباس مصلى است بدان كه شرط است در لباس مصلي چند امر أول طهارت در جميع لباسش سواي جامه كه بآن ستر عورت بشود وهم چنين در محمول چنانچه تفصيل آن گذشت در كتاب طهارت
دويم مباح بودن است وان نيز شرط است در جميع لباس چه آن لباس ساتر باشد يا نباشد بلكه شرط است درمحمول آن پس هر گاه نماز گذاشت در لباس مغصوب واگر چه يك ريسمان آن غصبى باشد از روى عمد وعلم بحرمت باطل است نمازش واگر چه جاثل باشد بانكه لباس غصبى باعث فساد نماز است بلكه أحوط بطلان است با جهل بحرمت نيز واگر چه حكم بصحت خالى از قوت نيست واما نماز كردن با آن در حال فراموشى يا جهال بغصبيت پس صحيح است وظاهر فرقى نباشد ما بين انكه فراموش كننده خود غاصب باشد يا غير أو لكن أحوط اعاده است اگر ناشى شخص