روز شورا
قسمت ديگرى از اين خطبه است
كسى به من گفت : اى فرزند ابوطالب تو نسبت به اين امر ( خلافت ) حريص مىباشى ، در پاسخش گفتم : به خدا سوگند ! شما با اين كه از ( پيامبر ) دورتريد حريصتر هستيد ، ( امّا ) من شايستهتر و نزديكترم ، من تنها حقّ خويش را مطالبه مىكنم و شما بين من و آن حايل مىگرديد و دست رد به سينهام مىگذاريد و آنگاه كه در جمع حاضران اقامهء دليل نمودم ، مبهوت و سرگردان ماند ، نمىدانست در پاسخم چه بگويد ؟ !
شكايت از قريش
بار خداوندا ! من در برابر قريش و كسانى كه به كمك آنان برخاستهاند از تو استعانت مىجويم و شكايت را پيش تو مىآورم ، آنها پيوند خويشاوندى مرا قطع كردهاند و مقام و منزلت عظيم مرا كوچك شمردند و در غصب حق و مبارزهء با من هماهنگ شدند ( به اين هم اكتفا نكردند ) بلكه گفتند : « بعضى از حقوق را بايد گرفت و پارهاى را بايد رها كرد » ( و اين از حقوقى است كه بايد رها سازى ! )
انتقاد از برپا كنندگان جنگ جمل
( طلحه و زبير و پبروانشان از مكّه ) به سوى بصره حركت كردند و همسر رسول خدا را همچون كنيزى كه براى فروش مىبرند ، به دنبال خود كشاندند ! در حالى كه همسران خود را در خانه پشت پرده نگهداشتند ( تا از نظر بيگانگان دور باشند ) ، پرده نشين حرم پيامبر صلى الله عليه و آله را در برابر ديدگان خود و ديگران قرار دادند ( و از طرفى ) كسانى را به نبرد با من خواندند كه همهء آنها در برابر من به اطاعت گردن نهاده بودند و بدون اكراه و با رضايت كامل با من بيعت كرده بودند ( آنها پس از ورود به بصره ) به فرماندار من در آنجا و خزانه داران بيت المال مسلمانان و به مردم « بصره » حمله بردند ، گروهى از آنان را با شكنجه و گروهى را با حيله كشتند . به خدا سوگند ! اگر جز به يك نفر دست نمىيافتند و او را عمداً و بدون گناه مىكشتند قتل همهء آنها براى من حلال بود ، زيرا آنها حضور داشتهاند و انكار نكردند و از او نه با زبان و نه با دست دفاع ننمودند ، چه رسد به اين كه آنها گروهى از مسلمانان را به اندازهء عدّهء خود كه با آن وارد بصره شدند به قتل رسانيدند !