مقاربست چنان كه روايت كنند در سبب نزول دال آنست بر آن .
ومؤيد اين معنى است قول خداى تعالى ( فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ الله ) و حيض احتمال دارد كه مصدر ميمى باشد مثل مبيت ومجىء و احتمال دارد كه اسم زمان با اسم مكان باشد .
ليكن ظاهر آنست كه مراد از محيض اول حيض باشد يعنى خون مخصوص كه اقل او سه شبانه روز است واكثر او ده شبانه روز چنان كه در شرع مقرر است به قرينه ء آن كه وصف او كرده شده است باذى بنا بر مبالغه .
و از محيض دوم معنى اسم زمانى كه ظاهر است يا معنى اسم مكانى يعنى فرج به قرينه ء لفظ فى ولهذا به جاى محيض دوم ضمير نياورده كه راجع باشد به محيض اول .
و در قول او حتى تطهرن دو قرائتست : تشديد طا وتخفيف طا و بعضى يتطهرن نيز خوانده اند و چون ظاهر از اطهار وتطهر اغتسال است چنان كه گذشت و ظاهر از طهر در مقابل حيض انقطاع دم است و عمل بجميع قرائت واجبست ( 1 ) .
هامش
( 1 ) وجوب عمل بجميع قرائات معلوم نيست از جهت اين كه عمل بجميع مستلزم تناقض و يا اجتماع ضدين است بلكه اقرب به قواعد قرائت يطهرن به تخفيف طاء است چون كه امر به اعتزال مخصوص به ايام حيض يا مكان حيض است و با وجود خون محيض صدق مىكند ولى پس از قطع خون وحصول نقاء محيض اطلاق نمىشود و حرمت هم مرتفع مىشود از جهت زوال موضوع وعلت حرمت مقاربت .
وجمله ء ( فَإِذا تَطَهَّرْنَ ) قرينه نمىشود به قرائت تطهرن بتشديد طا از جهت احتمال اعتبار كسب طهارت از كثافت دم حيض با شستن محل نجاست نه به غسل كردن .