تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
( 1 )

مسألهء 17 - ظاهر آن است كه رحل گذاشتن به عنوان مقدمه براى نشستن ، مانند نفس جلوس مفيد اولويت است

؛ ليكن اين افاده اولويت در صورتى است كه گذاشتن رحل به مانند پهن كردن سجّاده و مانند آن از چيزهايى باشد كه به قدر مكان نماز يا بيشتر جاى نماز را بگيرد نه آنكه بمانند گذاشتن تربت ( مهر ) يا تسبيح يا مسواك و شبه آنها باشد . ( 2 )

مسألهء 18 - معتبر است كه بين گذاشتن رحل و آمدن او زمانى طولانى كه مستلزم تعطيل مكان شود ، واقع نشود

و گرنه مفيد حقى نمىباشد ، پس براى ديگرى جايز است كه آنجا را قبل از آمدن او ، بگيرد و رحل او را بلند كند و در آنجا نماز بخواند در صورتى كه جا را اشغال كرده به جورى كه نماز در آن بدون رفع آن ممكن نيست . و ظاهر آن است كه رافع رحل ضامن آن است تا آنكه آن را به صاحبش برساند . و همچنين است حال در جايى كه آنجا را ترك نمايد با اعراض از آن با اينكه رحلش در آنجا باقى مىباشد . ( 3 )

مسألهء 19 - زيارتگاهها در جميع احكامى كه ذكر شد ، مانند مساجد مىباشند

؛ پس تمام مسلمين در آنها مثل هم مساوى مىباشند ، چه ملازم در آنها باشد و چه كسى كه از دور بيايد و چه مجاور آنها باشد و چه از بلاد دور متحمل آمدن به آنها شود . و كسى كه براى زيارت يا نماز يا دعا يا قرائت به جايى از آنها سبقت بگيرد كسى حق مزاحمت او را ندارد . و آيا زيارت اولويتى بر غير آن دارد مانند نماز در مسجد نسبت به غير آن - اگر بگويم نماز اولويت دارد - خالى از وجه نيست ؛ لكن اين وجيه نمىباشد مانند اولويت كسى كه از شهرهاى دور به زيارتگاهها مىآيد ، نسبت به مجاورين آنها اگر چه براى مجاورين سزاوار است كه رعايت آنها را بنمايند . و حكم جدا شدن از مكان و گذاشتن رحل و بقاى آن مانند آن است كه در مساجد گذشت . ( 4 )

مسألهء 20 - و از مشتركات ، مدارس است نسبت به طالب‌هاى علم يا طايفه خاصى از آنها

در صورتى كه واقف آنها را به صنف خاصى اختصاص دهد كما اينكه اگر آنها را به صنف عرب يا عجم يا طالب علوم شرعى يا خصوص فقه مثلا اختصاص دهد پس كسى كه به حجره‌اى از آن سبقت بگيرد او سزاوار به آن است مادامىكه با اعراض از آن جدا نشود ، اگر چه مدت سكونت ، طول بكشد مگر اينكه واقف براى آن ، مدّت معينى شرط نمايد مانند مثلا سه سال ، پس بر او لازم است كه بعد از گذشت آن مدت بدون مهلت ، از آنجا بيرون رود اگر چه به او امر نشود . يا به متّصف بودن به صفتى شرط نمايد پس ، آن صفت از او از بين برود كما اينكه اگر شرط كند كه مشغول تحصيل يا تدريس باشد پس به خاطر بيمارى يا پيرى و مانند آن از آن عاجز شود . ( 5 )

مسألهء 21 - به خروج از آن به خاطر حاجت عادى مانند خريدن خوردنى يا آشاميدنى يا پوشيدنى و مانند آنها ، حق ساكن مدرسه قطعا باطل نمىشود