باره تمام مصاحف عمل نمود تا امت با حفظ اين آيات ظاهر التخالف بر آنچه به وسيله خداوند نازل شده است و از دهان پيامبر - ص - شنيده است ، دست پيدا كند . و اين است سبب اختلاف در مصاحف بلاد و شهرها « 1 » .
« مهدوى » مىگويد : « . . . به تحقيق تمام قراءاتى كه قرآن بر آنها نازل شده است ، در خط مصحف موجود است و از آن خارج نيست و در مصاحف مجموع مىباشد « 2 » .
اين ادعا به عدهاى از فقها قراء و متكلمين هم نسبت داده شده است « 3 » نمونه اين ادعا را قبلا نقل كرديم كه : قرائات هفتگانه در مصحف ابو بكر هم موجود است در پاسخ اين ادعا بايد بگوييم :
اوّلا : خود عثمان به وجود برخى اغلاط و لحن در مصاحف اعتراف كرد . و ديگران هم به وقوع پارهاى اشتباهات اشاره كردهاند . ما قبلا اين مطلب را مفصلا بيان كرديم لذا ديگر تكرار نمىكنيم .
ثانيا : تكليف آن اختلافات موجود در بعضى مصاحف عثمانى چه مىشود كه امت اصلا صحت اين كتابت را نپذيرفتند و متفقا آن را غلط دانستند ؟ آيا اينها نيز از آيات نازله و از قرائات مقبوله است ؟ ! ثالثا : دربارهء رسم الخط دو گونه يك كلمه ، در يك مصحف چه بايد گفت ؟ چگونه اسقاط الفها را در ميان كلمات و املاء غلط بسيارى از كلمات را مىتوان توجيه كرد ؟
رابعا : برخى كلمات كه در تمام مصاحف يكسان نوشته شدهاند در عين حال همين كلمات را روايات متواتر از ابن مسعود و ديگران با كم و زياد ، حذف و ايصال نقل مىكنند آيا اينها را هم از قرائات بايد بدانيم ؟ پس چرا در مصاحف وارد نشدهاند ؟ و آيا قرائات بر اساس لهجهها را گاهى چنين و گاهى چنان مىنوشتند ؟ ! خامسا : دربارهء اصرار عايشه و ديگران . بر غلط بودن بعضى كلمات مكتوب در مصاحف چه بايد گفت ؟ مگر عايشه و ديگران نمىگفتند : كاتب در حال نگارش برخى كلمات چرت مىزد ؟ ! و پاسخهاى ديگرى كه از خلال گفتارهاى سابق بر مىآيد و ما نيازى به تكرار آنها نمىبينيم .
هامش
( 1 ) القراءات القرآنية ، ص 101 و 117 به نقل از : المقنع ، ص 114 و 115 .
( 2 ) همان مدرك . به نقل از : مختصر وجوه القراءات .
( 3 ) النشر فى القراءات العشر ؛ ج 1 ، ص 31 .