تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بعد از آن دو لام جمع شد كه اول آنها ساكن بود پس آن را در لام ديگر ادغام كردند و در قول تو كه ميگوئى اللَّه لام مشددى شد . « مترجم گويد » كه بنا بر آنكه اصلش الاله بوده همزهء مكسورهء كه بعد از الف و لام تعريف است افتاده و بنا بر آنكه الإلاهة بوده تاء در آخر كه در وقف بهاء مىشود نيز افتاده و سخن در اين لفظ جلاله بحسب اصل و معنى و اشتقاق و لغت بسيار است كه اين رساله گنجايش همهء آن را ندارد از آن جمله قاضى ميبدى در شرح ديوان امير مؤمنان ( ع ) گفته كه اصل اللَّه الاله بوده همزه را انداخته‌اند و حرف تعريف را عوض ساخته‌اند و در لام اصلى ادغام كرده‌اند و مشتق است از إله يأله الاهه و الوهية اى عبد و ابن عباس « رضى » خوانده و يذكرك و الاهتك اى عبادتك و بعضى كه گفته‌اند از إله يأله الها اذا تحير چه ارباب كشف و اصحاب تفكر در معرفت او غريق بحر تحيرند يا از إله اذا فزع چه آن حضرت پناه اهل فزع و ملجا صاحب جزع است يا از ألهت بالمكان اذا اقمت به قال الشاعره الهتا بدار ما تبين رسومها . چه حق ثابت و دائم و باقى قائم است يا از إله الفصيل اذا ولع بامه چه سائر اهل ملك و عقائد حريصند در تضرع به او در شدائد يا ازوله اذا تحصير و تخبط عقله چه اهل خبرت در شأن او حيرت دارند و اصل او ولاه بوده چون كسره بر واو ثقيل بود قبل كردند بهمزهء چنان كه در اشاح و وشاح يا ازوله بمعنى شدت محبت چه آن حضرت مطلوب موافق و منافق و مرغوب صديق و زنديق است
يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ
يا از لاه يليه ليها و لاها اذا احتجب او ارتفع چه محجوب است از اغيار و لا تدركه الابصار و او را رفعت ذات دائم و علو صفات لازم و بعضى گفته‌اند سريانى معرب است و در اصل لاها بود الف اخير افتاد دو حرف تعريف آمد واحد واحد احد معنيش آنست كه آن جناب في حد ذاته واحد است كه صاحب ابعاض و اجزاء و اعضاء نيست و اعداد و شمارها و اختلاف بر او روا نباشد زيرا كه اختلاف چيزها از آيات و علامات وحدانيت او است از آنچه بواسطهء آن بر خويش دلالت كرده و گفته مىشود كه خدا هميشه واحد بوده و معنى دويم آنكه آن جناب واحديست كه او را نظير و مانندى نيست و غيرش در معنى وحدانيت با او شركت نميكند زيرا كه هر كس كه او را نظير و همتايان باشد
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 204 | اردكانى / الشيخ الصدوق