ابراهيم بن محمد ثقفى ، از على بن معلىّ ، از يحيى بن احمد ، از ابومحمد ميثمى ، از رومى بن زراره ، از پدرش ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام در بعضى از سخنان خويش فرمود كه : بدانيد و آگاه باشيد ! كه هر كه مردم را از خويش انصاف دهد ، خدا او را چيزى غير از عزّت نيفزايد » .
1951 / 5 . از او ، از عثمان بن عيسى ، از عبداللَّه بن مسكان ، از محمد بن مسلم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « سه كساند كه در روز قيامت از همهء خلايق به خداى عز و جل نزديكترند ، تا آن جناب از حساب خلايق فارغ شود : يكى مردى كه در حالت خشمش ، قدرت و توانايى ، او را نخوانده باشد به سوى اينكه بر كسى كه زيردست او است جور و ستم كند ؛ و ديگر مردى كه در ميان دو كس سخن گفته باشد ، و به قدر دانهء جوى با يكى از ايشان بر ديگرى ميل نكرده باشد به طرفگيرى ( كه يكى را بر ديگرى ترجيح دهد ) و بر او ستم كند ؛ و سيم مردى كه به حق گويا شده باشد ، در آنچه به او نفع رساند يا به او ضرر داشته باشد » .
1952 / 6 . از او ، از پدرش ، از نضر بن سويد ، از هشام بن سالم ، از زراره ، از حسن بزّاز ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه در حديث خويش فرمود : « آيا نمىخواهيد كه شما را خبر دهم به چيزى كه از همهء آنچه خدا بر خلق خويش واجب گردانيده سختتر است ؟ ! » پس سه چيز را ذكر فرمود ، و اوّل آنها اين بود كه : « با مردم از نفس خود انصاف دهى » .
1953 / 7 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : سيّد و بهترين عملها ، انصاف دادن با مردم است از نفس خويش ، و برابرى كردن با برادر خويش در راه خدا كه به جهت رضاى خدا او را به مال خود يارى كنى ، و مانند خود قرار دهى ، و ذكر خداى عز و جل بر هر حالى كه باشى » .
1954 / 8 . على ، از پدرش ، از ابنمحبوب ، از هشام بن سالم ، از زراره ، از حسن بزّاز روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه : « آيا نمىخواهيد كه شما را خبر دهم به سه چيزى كه از همهء آنچه خدا بر خلق خويش واجب گردانيده ، سختتر است ؟ ! » عرض كردم : بلى ، مىخواهم . فرمود : « انصاف دادن با مردم از نفس خود ، و آنكه با برادر خويش مواسات و برابرى كنى ، و ياد خدا در هر جا . و بدان كه من اين را نمىگويم كه
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٧٣