خدا ، صبر است ، و راضى بودن از خدا ، در آنچه بنده آن را دوست دارد ، يا ناخوش داشته باشد . و هيچ بندهاى از خدا راضى نشود ، در آنچه دوست يا ناخوش داشته باشد ، مگر آنكه از برايش بهتر باشد ، در آنچه دوست يا دشمن دارد » .
1579 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از عبداللَّه بن مسكان ، از ليث مرادى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « به درستى كه داناترين مردمان به خدا ( و آنكه خدا را بيشتر مىشناسد ) ، راضىتر ايشان است به قضاى خداى عزّ و جلّ » .
1580 / 3 . از او ، از يحيى بن ابراهيم بن ابىالبلاد ، از عاصم بن حميد ، از ابوحمزهء ثمالى ، از حضرت على بن الحسين - عليهماالسّلام روايت است كه فرمود : « صبر و خشنود بودن از خدا ، سرِ طاعت خدا است . و هر كه صبر كند و از خدا راضى باشد ، در آنچه بر او حكم فرموده ، در آنچه دوست دارد يا ناخوش دارد ، خداى عز و جل از برايش مقدّر نفرمايد ، در آنچه دوست دارد يا ناخوش ، مگر آنچه را كه از براى او بهتر است » .
1581 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابنمحبوب ، از داود رقّى ، از ابوعبيده حذّاء ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه :
خداى عز و جل فرمود : به درستى كه از جملهء بندگان مؤمن من ، بندگانى چندند كه امر دين ايشان ، از براى ايشان ، به صلاح نمىآيد و درست نمىشود ، مگر به بىنيازى و وسعت و توانگرى و صحّت در بدن ؛ پس ايشان را به بىنيازى و توانگرى و تندرستى آزمايش مىكنم ، و امر دين ايشان با آن درست مىشود . و به درستى كه از جملهء بندگان مؤمن ، بندگانى چند هستند كه امر دين ايشان ، از براى ايشان ، به صلاح نمىآيد ، مگر به حاجتمندى و درويشى و بيمارى در بدنهاى ايشان ؛ پس ايشان را به حاجتمندى و درويشى و بيمارى امتحان مىكنم ، و امر دين ايشان با آن درست مىشود . و من داناترم به آنچه امر دين بندگان مؤمن با آن درست مىشود .
و به درستى كه از جملهء بندگان مؤمن من ، كسى هست كه در عبادت من بسيار سعى و كوشش مىكند ، و از خواب خوش و بالش لذيذ خويش برمىخيزد ، و از براى من در همهء شبها كوشش مىنمايد - و بنابر بعضى از نسخ كافى شب خيزى مىنمايد - ، و نفس خود را
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٧٧