ترجمه :
ما مردم قريههاى بسيارى كه ظالم بودند هلاك كرديم و بدنبال آنها مردم ديگرى آفريديم . همين كه احساس كردند كيفر ما را از آن فرار كردند . فرار نكنيد و بازگرديد بسوى نعمتها و سرگرميهاى خويش و بسوى مساكن خويش ، شايد از شما پرسيده شود . گفتند : واى بر ما كه ستمكار بوديم . اين بود دعواى ايشان تا مثل چوب خشكشان كرديم . ما آسمان و زمين و آنچه ميان آنهاست به بازى نيافريدهايم . اگر ميخواستيم ببازى بگيريم و كنندهء اين كار بوديم ، از نزد خود ميگرفتيم . ما حق را به باطل مىافكنيم تا بر آن غلبه كند و باطل از بين برود . واى بر شما از آنچه وصف مىكنيد . براى خداست آنها كه در زمين و آنها كه در آسمان و آنها كه در پيشگاه خودش هستند و از عبادتش كبر نميورزند و خسته نميشوند . شب و روز تسبيح مىكنند و سست نمىشوند .
لغت :
قصم : شكستن .
انشاء : ايجاد و اختراع .
ركض : دويدن .
مترف : متنعم .
زاهق : هلاك شونده .
دمغ : شكافتن سر تا دماغ استحسار : خسته شدن .
اعراب :
كم : در محل نصب و مفعول « قصمنا » .
مِنْ قَرْيَةٍ
: در محل نصب و تميز يا صفت « كم » .
اذا : ظرف مكان و متعلق به « يركضون » تلك : در محل رفع و اسم « زالت »