دوره ، كه از زمان تدوين محاسن شروع مىشود ، بهطور روزافزونى ، به نقل روايات روى آوردهاند .
افزون بر اين ، وجود روايات بصائر ، كه مفضّل بن عمر ، جابر بن يزيد جعفى ، محمّد بن سنان ، سعد اسكاف و حسين نوفلى آنها را نقل كردهاند ، در كنار رواياتى از على بن ابى حمزه ثمالى ، خود ابو حمزه ، جميل بن درّاج و ايّوب بن نوح ، كه همه با تكيه بر اقتدار ( مرجعيت ) شخصيتهايى همچون احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى ، برادرش عبد اللّه و نيز يعقوب بن يزيد ، ابراهيم بن هاشم ، عبّاس بن معروف ، محمّد بن حسين ، عبد اللّه بن جعفر حميرى و محمّد بن عبد الجبّار قمى ، توسط يك مولاى قمى [ پناهنده به ] اشعرىها در اين دوره در مجموعهاى گردآورى شدند ، حاكى از اين هستند كه راويان قمى و بخصوص « اشعرى » ، در اين دوره ، دستكم در برخى موارد ، رواياتى را به عنوان روايت « صحيح » از كسانى كه بعدا « غيرثقه » دانسته شدند ، پذيرفتند . روند زير سؤال بردن اعتبار اعضاى گروه اول و توثيق افرادى از گروه دوم ، كارى بود كه عمدتا توسط رجالنويسان متأخّرى « 1 » همانند نجاشى و طوسى انجام شد . 79
نقص آشكار بصائر در بيان ماهيت و مدت غيبت ائمّه [ عليهم السّلام ] - صرفنظر از بيش از 5 مورد ، ذكر عدد 12 به عنوان حدّ نهايى تعداد ائمّه [ عليهم السّلام ] - بيش از آنچه را صفّار در نظر داشت ، از او مىطلبد . 80 برخى ديگر در اين دوره ، در قم در حال تأليف آثارى بودند كه به اين مسائل مىپرداختند و بىترديد ، صفّار با آنها آشنا بود . براى مثال ، [ شخصى ] مانند عبد اللّه بن جعفر حميرى ( م ب 297 ق / 910 م ) ، كه صفّار از او روايت نقل كرده ، كتابى دربارهء « غيبت » نوشت . اسامى دوازده
هامش
( 1 ) . در اينجا ، اين سؤال قابل طرح است كه اگر نجاشى و طوسى از متأخران بودهاند ، پس متقدّمان چه كسانى بودهاند ؟ ( ن )