252
ذكر شمهاى از اخبار و سيرت و نكاتى از حوادث ايام سفاح
وقتى ابراهيم امام در حران زندانى شد و بدانست كه از چنگ مروان نجات نخواهد يافت ، وصيتى نوشت و ابو العباس عبد الله بن محمد را جانشين خود كرد و به دو سفارش كرد در كار دولت قيام و كوشش و فعاليت كند و از پس وى در حميمه نماند و سوى كوفه رود كه بى گفتگو كار خلافت به دو ميرسد ، كه در اين باب روايت آمده است و ابو العباس را از كار دعوتگران و نقيبان خراسان مطلع كرد . و روشى معين كرد و سفارش كرد كه مطابق آن رفتار كند و از آن تجاوز نكند . آنگاه وصيت نامه را كه همهء اين مطالب در آن بود بغلام خود سابق خوارزمى سپرده ، گفت اگر بشب يا روز حادثهاى از جانب مروان براى وى رخ داد با شتاب سوى حميمه رود و وصيت نامه را ببرادرش ابو العباس برساند . وقتى ابراهيم جان بداد سابق با شتاب سوى حميمه رفت و وصيت نامه را به ابو العباس داد و او را از مرگ ابراهيم مطلع كرد . ابو العباس به دو گفت كار وصيت نامه را نهان دارد فقط خبر مرگ را بگويد .
آنگاه ابو العباس خاندان خود را از قصه خبر دار كرد و برادر خود ابو جعفر عبد الله بن محمد و برادرزادهء خود عيسى بن موسى بن محمد و عموى خود عبد الله بن على را