مىشود و اگر براى امور غير عقلائى به كار رود متخيله بمعنى خاص نامند و اگر براى احضار مطالب فراموش شده يا نشده به كار اندازند و در ميان معانى مخزونه در حافظه بجويند تا آن را بدست آورند مذكره يا ذاكره ناميده مىشود و همه اينها مشتمل بر كوشش و حركت و جستجوى ذهن است . آيا در انسان واهمه تنها قوه متخيله را به كار ميبرد بدون مداخله عاقله ؟ بسيار بعيد به نظر ميرسد زيرا كه متخيله آنچه ما مىبينيم و تتبع ميكنيم بىادراك و استعمال معانى كلى نيست و مراد حكما از آنكه واهمه آن را به كار ميبرد اين ستكه واهمه دخيل باشد براى فوائد غير عقلائى .
دليل آنكه قوه متخيله غير آن چهار قوه است آنكه اگر عين آنها بود هر كس قوه حافظه قوى داشت مثلا قوه متخيله قوى هم داشت و اينكه بعضى دارند و بعضى ندارند دليل بر آن است كه آنكه دارد قوه افزون دارد . و شيخ اشراق معتقد است قوه خيال و واهمه و متخيله يكى است زيرا كه قوه متخيله هم معانى و هم صور را با هم تركيب مىكند و ناچار آنها را درك كرده است و ما ميگوئيم نفس بوسيله خيال و واهمه آنها را درك مىكند و بوسيله متخيله با يكديگر تركيب ميدهد و در حيوان واهمه مسلط بر ساير قوى است .
در شوارق در ذيل قوه متخيله سر رؤيا را آورده است و ذكر آن بسيار مناسب است . چون قوه متخيله در خواب هم بيكار نيست و فقط قواى حس ظاهر ميخوابند اما نه نفس ناطقه و قوه عاقله و نه واهمه ضبط و ارتباطى بقوه متخيله نميدهند كه مانند حال بيدارى براى غرض معين و بروش معين صورتها و معانى را بهم تركيب كند بلكه بعلل مختلف صورتى در حس مشترك حاضر مىشود و لازم و مصاحبات اتفاقيه آن بدنبال آن در حس مشترك مىآيند و گاه باشد كه انسان صورت پدر را در خواب بيند و البته حافظه يعنى خيال صورت او را در خزينه دارد اما اگر مرده باشد چون مرده حاضر نمىشود - پندارد زنده است با آنكه مردن پدر در حافظه او ثبت است در حس مشترك او حاضر نميشود و از جمله عجائب رؤيا خوابهاى صادق و خوابهاى تعبيردار است كه خبر از گذشته و آينده ميدهد و در اين صورت چيزهاى واقع نشده را كه هرگز در هيچيك از قواى حافظه
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٨٤