تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 1031

مساهمون:

ص١٠٣١

459

در ضمن سخن فرموده است : واليى بر آنان فرماندهى يافت . كار را بر پاى داشت و خود استقامت ورزيد تا دين قرار گرفت .

460

و فرمود ( ع ) : بر مردم روزگارى مىآيد ، سخت گزنده كه توانگر از شدت بخل ، مال خود را به دندان نگه مىدارد ، و حال آنكه او را چنين نفرموده‌اند . خداى سبحان ، مىفرمايد : « بخشندگى را ميان خود فراموش مكنيد . » ( 1 ) در آن روزگاران ، بدان بلند پايه شوند و نيكان خوار گردند و با درماندگانى كه از خريدن يا فروختن چيزى ناچارند ، معامله كنند . و حال آنكه رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) معاملت با چنين كسان را در حالت اضطرار منع فرموده است .

461

و فرمود ( ع ) : دو كس در بارهء من هلاك شدند ، يكى آنكه ، در دوستى افراط مىورزد و يكى آنكه ، بهتان مىزند و افترا مىبندد . نظير اين سخن امام ( ع ) است كه فرمود : دو كس در بارهء من هلاك شدند : دوستى كه در دوستيش غلو كند و دشمنى كه در دشمنيش افراط ورزد .

462

او را از توحيد و عدل پرسيدند ، فرمود : توحيد اين است كه خدا را به تصوّر در نياورى و عدل اين است كه خدا را متهم نسازى .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 237 .