تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البلدان ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
چهارده براى ساختمان خط كشى كردند و خطه‌ها را براى خود نشان‌دار ساختند و زمينهاى نشان دار عرب آنجاست و كوفه بر معظم فرات است و شرب اهالى از همان آب فرات تأمين مىشود ، كوفه از پاكيزه‌ترين و با گشايش‌ترين و حاصلخيزترين و وسيعترين شهرها است و خراج آن جزء خراج نواحى سواد است و نواحى آن كه بوى منسوب است ، عبارت است از ، « طسوج جبّه » « 1 » و « طسوج بداه » و « فرات بادقلا » و « سالحين » « 2 » و « نهر يوسف » و حيره در سه ميلى كوفه و بر نجف واقع است و نجف ساحل درياى شور بوده كه در روزگار قديم تا حيره مىرسيده است و حيره منازل خاندان « بقيله » « 3 » و جز آنها است و منازل پادشاهان بنى نصر از لخم يعنى خاندان نعمان بن منذر همينجا بوده است و اشراف اهل حيره نصرانىاند ، از جمله از قبايل عرب كه كيش نصرانيت دارند ، از بنى تميم : آل عدى بن زيد عبادى شاعر ، و از سليم و از طىء و جز ايشان ، و « خورنق » نزديك حيره در طرف مشرق واقع است و ميان آن و حيره سه ميل راه است و « سدير » نيز در بيابانى است نزديك حيره « 4 » .

خطه‌هاى كوفه « 5 »

عمر بن خطاب به سعد بن ابى وقاص پس از آنكه عراق را فتح نمود ، نوشت و او را دستور داد تا در كوفه منزل كند و مردم را نيز دستور دهد تا آن را براى ساختمان خط بركشند و نشان‌دار سازند ، پس هر قبيله‌اى با رئيس خود خطه‌اى برگرفتند ، پس عمر اصحاب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را قطعه زمين بخشيد و
هامش
( 1 ) طسوج ، بفتح اول و تشديد سين ضمه دار : يعنى ناحيه و جبه ، بضم اول و تشديد با : نام چندين محل است از جمله محلى در سواد كوفه . ( 2 ) در مراصد الاطلاع گويد : سالحين و نيز صالحين كه عامهء مردم گويند ، هر دو خطا است و صحيح آن « سيلحين » است ، قريه‌اى است از نهر عيسى در بغداد . جاى ديگر گويد : طسوجى است نزديك بغداد كه ميان آن و بغداد باندازهء سه فرسخ فاصله است و نيز قريه‌اى است كه عامه آن را « صالحين » نامند و همان است كه مثنى بن حارثه در آن شب را بسر برد و بامدادان بر بازار بغداد غارت برد ( ر . ك . ترجمهء تاريخ ص 219 ) . ( 3 ) بنو بقيله كجهينه : بطنى است ( منتهى الارب ) . ( 4 ) ر . ك . ترجمهء تاريخ ص 256 . ( 5 ) خط و خطه نيز بالكسر : زمين كه در آن فرود آيند و پيش از آن كسى فرود نيامده باشد ، و منه : خطط الكوفة و البصرة ( منتهى الارب ) .
البلدان ( فارسى ) — صفحة 88 | اليعقوبي / عبد المحمد آيتى