پسرش ابو تاشفين مرتكب اين عمل شده است . از اين رو چشم پوشيد و ديگر اقدامى نكرد .
ابو تاشفين را امارت وهران داد . و پسر ديگر خود ابو زيان را چنان كه بود به امارت بلاد حصين و مديه فرستاد . سپس ابو تاشفين از پدر خواست كه الجزاير از آن او باشد . پدر الجزاير را به اقطاع او داد و يوسف بن زابيه و برادرانش را از آنجا فرا خواند و ابو تاشفين را به حكومت الجزاير فرستاد . و اللّه اعلم .
حركت سلطان ابو حمو به ثغور مغرب اقصى و وارد شدن پسرش ابو تاشفين به نواحى مكناسه
سلطان ابو سالم پادشاه بنى مرين در مغرب اقصى ، در سال 781 [ 1 ] به سوى مراكش در حركت آمد .
امير عبد الرحمان بن ابو يفلوسن بن على در مراكش بود كه در نسب و ملك همانند او بود . به هنگامى كه در سال 775 همراه با او به البلد الجديد لشكر برد - چنان كه در اخبار ايشان آمده است - مراكش به او ارزانى گرديد و امير عبد الرحمان در مراكش استقرار يافت . در آنجا كه بود ميان او و سلطان ابو العباس احمد خلاف افتاد . سلطان ابو العباس احمد از فاس بيامد و دو بار او را محاصره نمود و هر بار خود باز گرديد . در سال 784 بار ديگر بيامد و سخت او را به محاصره افكند و مدت محاصره دراز شد . يوسف بن على بن غانم امير معقل بر سلطان عصيان كرده بود . سلطان سپاه به احياء او فرستاد . سپاهيان سلطان او را منهزم ساختند و خانهها و بستانهايش را در سجلماسه ويران كردند و بازگشتند . يوسف خود همچنان در حال عصيان در صحرا بود . چون محاصره به مراكش امير عبد الرحمان را سخت به تنگنا افگند . ابو العشائر پسر عم خود منصور بن سلطان ابو على را به نزد يوسف بن على بن غانم فرستاد تا او را به فاس و بلاد مغرب آورد و سلطان ابو العباس را به خود مشغول ساز ، شايد از محاصرهء او بكاهد . يوسف بن على بن غانم با ابو العشائر به نزد سلطان ابو حمو به تلمسان رفت و در اين امر از او يارى خواست . زيرا سلطان ابو حمو را به سبب فزونى لشكر و ساز و برگ جنگى بر عربها قدرتى تمام بود . ابو حمو به دو پاسخ موافق داد و پسر خود ابو تاشفين را با ايشان بفرستاد و خود نيز از پى ايشان رهسپار مغرب گرديد . يوسف بن على با قوم خود در نزديكى مكناسه فرود آمد . امير ابو العشائر و امير ابو تاشفين نيز با او بودند ابو حمو نيز از پى بيامد و به مدت هفت روز تازى را محاصره كرد و دژ تازروت را كه براى نزول سلطان آمادهء كرده بودند ويران نمود .
چون سلطان ابو العباس احمد از فاس بيرون آمد على بن مهدى العسكرى از عمال دولت و وجوه قبيلهء خود را به جاى خود در فاس نهاد . اعراب منبات از تيرههاى معقل به شهر آمده بودند تا آذوقه تهيه كنند . و نزمار بن عريف از اولياى دولت كه در قصر مراده از حوالى تازى فرود آمده بود با آنان
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىCوFجاى عدد يك در 781 سفيد است .