قبايل زغبه - از عربهاى مغرب اوسط - در لشكرگاه ابو حمو بودند . اينان از عواقب كار او بيم داشتند . از اين رو نزد ابو زيان كس فرستادند و قرارى نهادند كه در لشكرگاه تزلزل ايجاد كنند . سپس ميان مردم شهر و لشكريان نزاعى به راه اندازند . در پنجم ماه ذو الحجه آنان از لشكرگاه بيرون رفتند و لشكرگاه پراكنده شد . چون در وسط شهر به كوچههاى تنگ افتادند ازدحام آنچنان انبوه بود كه بسيارى از ايشان هلاك شدند و بارها و زن و فرزند و سلاح و چارپايان خود را كه در شمار نمىگنجيد رها كردند و رفتند . ابو حمو نيز عيال و اموال خود از دست بداد و همه به تاراج رفتند . كنيزان و زنان او را نزد سلطان بردند آنان را به پسر عمش بخشيد . ابو حمو در ازدحام و انبوه خلق از اسب خود فرو غلطيد .
وزيرش عمران بن موسى اسب خود به دو داد و او از معركه جان به سلامت برد و با بقاياى سپاه به الجزاير رفت و از آنجا رهسپار تلمسان گرديد . ابو زيان از پى او برفت و اوضاع مغرب اوسط چنان كه در اخبار آن خواهيم آورد پريشان گرديد .
سلطان ابو العباس پس از اين واقعه از بجايه بيرون آمد و به تدلس وارد شد و آنجا را فتح كرد و بر عمال بنى عبد الواد كه در آنجا بودند چيره گرديد . ثغور غربى ، همه ، به تصرف او در آمد ، آن سان كه در زمان جدش امير ابو زكريا الاوسط بود ، يعنى هنگامى كه دولت حفصيه به دو بخش تقسيم گرديده بود . حوادث بعد را خواهيم آورد . ان شاء اللّه تعالى .
خبر از حركت لشكر به تونس
ابو عبد اللّه بن حاجب ابو محمد بن تافراكين چون از سلطان ابو اسحاق صاحب تونس جدا شد به ميان اولاد مهلهل - از اعراب - رفت . آنگاه در آغاز سال 767 همگى نزد سلطان ابو العباس شدند و او را به لشكركشى به تونس تحريض كردند . ابو العباس عذر آورد كه اكنون سرگرم پيكار با پسر عم خود صاحب بجايه است و چون به قصد فتح بجايه حركت كرد آنان نيز در زمرهء ياران او بودند . چون بجايه فتح شد برادر خود مولا ابو يحيى زكريا را با لشكرى همراه آنان كرد تا به فتح پايتخت روند . ابو عبد اللّه بن تافراكين نيز همراه اين سپاه بود . چندى بر در شهر درنگ كردند ولى راه به جايى نبردند زيرا مدافعان شهر نيك پايدارى مىكردند . عاقبت كار به مصالحه انجاميد و ميان فرمانرواى تونس و ايشان معاهدهء صلح منعقد گرديد . مولا ابو يحيى زكريا با سپاه خود به مقر فرمانروايى خويش آمد و ابو عبد اللّه بن تافراكين به سلطان پيوست و همواره در خدمت او بود تا - چنان كه خواهيم گفت - فتح تونس ميسر گرديد .
خبر از هلاكت سلطان ابو اسحاق ابراهيم صاحب تونس و ولايت پسرش ابو البقاء خالد بعد از او
روزگار سلطان ابو اسحاق در تونس - چنان كه گفتيم - همواره در جنگ يا مصالحه با سلطان