مشتاق شماست و شما را دوست مىدارذ و بسوى حضرت پررحمت خوذ شما را دعوت مىكنذ تا جنّت و حور و قصور و شراب طهور دهذ و ديذار خوذ بنمايذ ، عاشقان نيز از غايت شاذى شكرها مىكنند و منّت بر جان خوذ نهاذه سر مىنهند و نعرهها مىزنند تا لشكر سلطان حسود « 4 » منهزم شوذ و احبّهء ملائكه شاذيها كنند ؛ چه از آدمى در دو حالت بانگى و فرياذى مىزايذ بىقصد او : يكى نعوذ باللّه در وقت تعزيت ، دوم در وقت تهنيت « 7 » ؛ اكنون نعرهء عاشقان ما « 8 » از كمال فرح و وفور « 9 » تهنيت است و همچنان وقتى كه دو لشكر گران مقابل همديگر شوند ، يكى مسلمان و ديگرى كافر ، نه اهل ايمان پيوسته صلوات و تكبيرها آورده حملهها مىكنند تا از هيبت آواز ايشان هراسى در دل كفّار افتاذه شكسته مىشوند ؛ همچنان لشكر « 11 » وساوس شيطانى و هواجس نفسانى نيز دم بدم بر دل مريدان مخلص حمله مىآورند « 12 » تا حضور ايشان را غارت كرده يغماى طاعت كنذ ، وقتى كه ايشان بيان شيخ جان را بصدق جنان استماع مىكنند همانا كه در جان ايشان نورى و عيانى از آن بيان روى مىنمايذ ، خوذ را در آن حال رجوم « 15 » و ديو رجيم « 16 » را مرجوم مىبينند ؛ از غايت ابتهاج نعرهها مىزنند و خوشيها مىرانند و خوشدليها مىنمايند و شاذيها مىكنند و سجدهء شكر اللّه را بجا مىآرند ؛ فى الحال اپشغا سر نهاذ و مريد شذ و برسم شكرانه هزار دينار « 18 » عطا فرموذ « 19 »
هامش
( 4 ) حسودBK: + وZ( 7 ) وقت تهنيتZK: وقتB( 8 ) ماZK: -B( 9 ) و وفورZK: وفورB( 11 ) لشكرZ: + وBK( 12 ) آورندZK: آرندB( 15 ) رجومK: رحومZمرحومB( 16 ) و ديو رجيمZK: -B( 18 ) هزار دينارZK:
-B( 19 ) فرموذZK: + هزار دينارB