استيلاى قرمطيان بر كوفه به دعوت شرف الدوله
قرمطيان را در دل دولتمردان هيبت و هراسى بود و در بسيارى اوقات به انواع ، در دفع ايشان تلاش مىكردند . معز الدوله و پسرش بختيار در بغداد و اعمال آن ، به ايشان اقطاعاتى داده بودند . نايب ايشان در بغداد مردى بود به نام ابو بكر بن شاهويه [ 1 ] كه چون وزيران فرمان مىراند . صمصام الدوله او را دستگير كرد . دو تن از بزرگان قرمطيان به نام اسحق و جعفر ، چون از زندانى شدن ابو بكر بن شاهويه خبر يافتند به كوفه آمدند و كوفه را گرفتند و به نام شرف الدوله خطبه خواندند . صمصام الدوله نامهاى عتاب آميز به آنان نوشت و از آمدنشان به كوفه سبب پرسيد ، گفتند به خاطر زندانى شدن ابو بكر بن شاهويه آمدهاند .
آنگاه قرمطيان در بلاد پراكنده شدند و به جمع آورى اموال پرداختند .
يكى از بزرگان قرمطى به نام ابو قيس حسن بن المنذر به جامعين آمد . صمصام الدوله لشكر به دفع ايشان فرستاد . جماعتى از اعراب نيز با ايشان همراه بودند . سپاهيان صمصام الدوله از فرات گذشتند و با آنان نبرد آغاز كردند و ابو قيس را نيز اسير نمودند و جماعتى از سران قرامطه را كشتند . قرمطيان لشكر ديگر فرستادند . اين بار نيز صمصام الدوله در جامعين با آنان مصاف داد . قرمطيان بگريختند ، سردارشان كشته شد ، گروه كثيرى نيز از ايشان به قتل رسيد . لشكريان صمصام الدوله تا قادسيه از پى ايشان بتاختند ولى بر آنان دست نيافتند .
استيلاى شرف الدوله [ 2 ] بر اهواز و بغداد و دربند كشيدن صمصام الدوله
در سال 375 شرف الدوله ابو الفوارس بن عضد الدوله از فارس به قصد تسخير اهواز در حركت آمد . برادرش ابو الحسين بر اهواز غلبه يافته بود و اين امر در سال 372 به هنگامى بود كه صمصام الدوله ابو كاليجار مرزبان پسر عضد الدوله به امارت منصوب شده و برادران خود ابو الحسين احمد و ابو طاهر فيروز شاه را امارت فارس داده بود . چون اين دو روانهء فارس شدند ، شنيدند كه برادرشان شرف الدوله پيش از آنان خود را به فارس رسانيده و آنجا را در تصرف آورده است . چون شرف الدوله فارس و بصره را گرفت ، آن دو را امارت بصره داد . چون لشكر صمصام الدوله از شرف الدوله منهزم شد ، شرف الدوله ابو الحسين را به اهواز فرستاد ، او برفت و اهواز را بگرفت و در آنجا اقامت گزيد و برادر خود ابو طاهر را به جاى خود در بصره نهاد . چون در اين سال شرف الدوله به اهواز رفت ابو الحسين را بخواند و او را وعدههاى نيك داد و گفت كه او را بر قلمرو خود ابقا خواهد كرد و اينك به عراق مىرود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ساهويه
[ ( 2 ) ] متن : مشرف الدوله .