تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
رسيد . او عراق را به عبيد اللّه بن زياد داد . مردم بصره عبد اللّه بن الحارث بن نوفل بن الحارث بن عبد المطلب ، ملقب به ببه را بر خود امير ساختند و ابن زياد به شام گريخت . عامر بن مسعود از جانب ابن الزبير به كوفه آمد . در آنجا از اختلاف مردم رى كه فرخان بر آنان حكومت مىكرد ، آگاه شد ، محمد بن عمير بن عطارد بن حاجب را به رى فرستاد . مردم رى در نبردى او را شكست دادند . پس عتاب بن ورقاء را روانه نمود . عتاب ، با مردم رى نبردى سخت كرد و آنان را درهم شكست . آنگاه با مروان بن الحكم بيعت شد . او به مصر رفت و آن سرزمين را از دست عبد الرحمان بن جحدم [ 1 ] الفهرى [ 2 ] بستد . او از داعيان ابن الزبير بود و عمرو بن سعيد را بر آن ديار امارت داد . سپس او را براى رو به رو شدن با مصعب بن الزبير گسيل داشت و اين به هنگامى بود كه عبد اللّه برادرش او را به شام فرستاده بود . پس مروان پسر خود ، عبد العزيز را حكومت مصر داد و او همچنان در آن مقام ببود تا در سال 85 كه بمرد و عبد الملك ، پسر خود عبد اللّه بن عبد الملك را به مصر فرستاد . مردم خراسان پس از مرگ يزيد بن سلم [ 3 ] بن زياد را خلع كردند . او مهلب بن ابى صفره را به جاى خود نهاد . آنگاه ، عبد اللّه بن خازم [ 4 ] به خراسان آمد . او در خراسان راه خودكامگى پيش گرفت . مردم كوفه نيز عمرو بن حريث جانشين ابن زياد را راندند و با ابن الزبير بيعت كردند تا مختار بن ابى عبيده از سوى ابن الزبير به امارت كوفه رسيد و اين واقعه شش ماه بعد از هلاكت يزيد بود . شريح نيز در آن ايام آشوب و فتنه از قضاوت سرباز زد . ابن زبير در سال 65 عبيد اللّه برادر خود را از مدينه عزل كرد و مصعب را به جاى او گماشت . هم در اين سال ، بنى تميم در خراسان بر عبد اللّه بن خازم بشوريدند و بكير بن وشاح [ 5 ] سبب غلبهء او بر مخالفان گرديد . در سال 66 ، مختار بر ابن مطيع عامل عبد اللّه بن الزبير در كوفه مستولى شد . مروان در سال 65 بمرد و پسرش عبد الملك بن مروان به جاى او نشست . ابن الزبير ، برادر خود مصعب را بر بصره امارت داد و جابر بن الاسود بن عوف الزهرى را به جاى او به مدينه فرستاد . آنگاه عبد العزيز بن مروان در سال 71 عراق را در تصرف آورد و خالد بن عبد اللّه بن خالد بن اسيد [ 6 ] را حكومت بصره و برادر خود بشر بن مروان را حكومت كوفه داد . در اين ايام عبد اللّه بن خازم در خراسان بود و براى ابن الزبير دعوت مىكرد و بكير بن وشاح التميمى براى عبد الملك و او بود كه ابن خازم را به قتل آورد . پس از آن عبد الملك او را حكومت خراسان داد .
هامش
[ ( 1 ) ] حجام . [ ( 2 ) ] الفرشى . [ ( 3 ) ] سالم . [ ( 4 ) ] حام . [ ( 5 ) ] وشاع . [ ( 6 ) ] عبد اللّه بن اسد .