محيطش 480 فرسخ مىباشند . « 1 »
اين گفتار هر اندازه آميخته با مبالغه باشد ، باز از يك حقيقت غير قابل انكار ( به ضميمهء نوشتههاى ديگر ) كشف مىكند . ولى امروز از آن مناظر دلربا و كاخهاى بلند ، جز تلّ خاكى ميان دجله و فرات چيز ديگرى ديده نمىشود ، و سكوت مرگبارى بر همهجا حكمفرماست . مگر گاهى كه باستانشناسان ، براى پى بردن به وضع تمدن بابل ، به وسيلهء حفريات خود ، اين سكوت را درهم بشكنند .
بنيانگذار توحيد ، در دوران حكومتِ « نمرود بن كنعان » ، چشم به دنيا گشود . « نمرود » با آنكه بتپرست بود ، به مردم نيز خدائى مىفروخت . شايد به نظر عجيب برسد كه چطور ممكن است يك نفر هم بتپرست باشد ، و هم به مردم خدائى بفروشد ولى نظير اين مطلب را از زبان قرآن دربارهء فرعون مصر مىشنويم . هنگامى كه « موسى بن عمران » ، دستگاه حكومت فرعون را با منطقِ قوى خود متزلزل ساخت ، هواداران فرعون با لحن اعتراضآميزى به فرعون خطاب كردند :
. . . أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ .
« 2 »
« آيا موسى و طائفهء وى را مىگذارى تا جامعه را بر ضد تو بشورانند و تو و خدايانت را به دست فراموشى بسپارند » .
پر واضح است كه فرعون ادعاى خدايى مىكرد و گويندهء جملهء
. . . أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
« 3 » و نيز جملهء
. . . ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي . . .
« 4 » بود ولى در عين حال بتپرست نيز بود . ولى در منطق بتپرستان مانع ندارد كه فردى خدا و معبود گروهى باشد ، در عين حال خود معبود نيز ، خداى بزرگتر را بپرستد . زيرا مقصود از « خدا » و « معبود » ، خالق جهان نيست ، بلكه كسى است كه به گونهاى برترى بر ديگران داشته باشد و زمام زندگى آنان را به گونهاى در دست گيرد .
تاريخ مىگويد : در روم ، بزرگان يك خانواده ، پيوسته
هامش
( 1 ) . قاموس كتاب مقدس ، مادهء بابل .
( 2 ) . سورهء اعراف / 127 .
( 3 ) . سورهء نازعات / 24 : من خداى بزرگ شما هستم .
( 4 ) . سورهء قصص / 38 : من براى شما خدايى جز خود نمىدانم .