لاشتراط وجوبه : ضمير در « وجوبه » به واجب مشروط برمىگردد .
2 - ان يكون وجوب الواجب غير متوقّف : يعنى « الثّانى ان يكون الخ » كلمه « وجوب الواجب » اسم و « غير متوقّف » خبر براى « ان يكون » كه با اسم و خبرش تأويل به مصدر رفته و خبر « الثّانى » كه بدل تفصيلى دوّم براى « نحوين » بوده مىباشد .
وجوده عليه : ضمير « وجوده » به واجب و در « عليه » به حصول شىء ديگر برمىگردد .
و هذا هو المسمّى : ضمير « هو » به « هذا » كه مشار اليه آن ، واجبى كه وجوبش متوقّف بر مقدّمات نبوده ، برمىگردد .
لان وجوبه مطلق : ضمير در « وجوبه » به واجب برمىگردد .
و منه : ضمير در « منه » به واجب مطلق برمىگردد .
و نحوها : ضمير در « نحوها » به وضو و غسل و ساتر برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
374 - وجوب واجب وقتى مقايسه مىشود به چيزى ديگر كه خارج از واجب « 1 » بوده
هامش
( 1 ) - الف : گاهى واجب را نسبت به امور داخليّه آن يعنى امورى كه داخل در حقيقت واجب و از مقوّمات آن بوده و به آن اجزاء واجب يا مقدّمات داخليه مىگوييم سنجيده مىشود كه فعلا مورد بحث در اينجا نبوده و در بحث مقدمهء واجب خواهد آمد .
ب : گاهى واجب را با امورى كه خارج از ذات و ماهيّت واجب بوده و به آن مقدّمات خارجيّه يا شرايط واجب مىگوييم سنجيده مىشود مثل وضو ، غسل و ساتر نسبت به نماز و استطاعت و پيمودن راه نسبت به حجّ . تقسيمبندى واجب نسبت به مقدّمات چنين است :
مقايسه واجب با مقدّمات : 1 - مقدمات داخليه ( اجزاء ) بحث از آن در مقدمهء واجب خواهد آمد .