تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
بديهتاً سرود :
به من جامى بده تا تازه گردم * بده جام دگر بابن زيادم رفيق و صاحب سرّ و امينم * غنيمت‌آور و مرد جهادم كشندهء خارجى يعنى حسينم * مبيد دشمنان و حاسدانم
( 1 ) ابن اثير در « كامل » از ابن زياد نقل كرده كه به مسافر بن شريح يشكرى در راه شام گفت : براى آن حسين را كشتم كه يزيد از من خواسته بود يا او را بكشم يا خود را ، و من كشتن او را اختيار كردم . ( 2 )

فصل يزيد حرم حسين ( ع ) را از شام به مدينة الرسول فرستاد

بيان ورود آنها در مدينه و عزادارى حسين ( ع )

بدان كه چون يزيد به دختران رسول ( ص ) و ذريّهء طاهره اجازه داد بر حسين ( ع ) نوحه‌گرى كنند و ماتم برپا كنند و به على بن الحسين ( ع ) وعده داد كه سه حاجت از او برآورد ، به گفته‌اى تا هشت روز عزادارى كردند و روز هشتم يزيد آنها را خواست و به آنها پيشنهاد كرد كه در دمشق بمانند و آنها نپذيرفتند و گفتند : ما را به محل هجرت جدّمان ( مدينه ) روانه كن ؛ يزيد ، نعمان بن بشير يكى از اصحاب رسول خدا ( ص ) را خواست و به او دستور داد كه زنهاى حرم را