تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
است كه از شهداء سعدائى است كه براى خدا و رسولش مخلص بوده و در راه خدا قرين رحمت و رضوان وى رفته‌اند و آن اين است : سلام اللَّه العظيم ، و زيارت را تا آخر نقل كرده است و بعد گفته است : دور مىنمايد كه مضمون اين زيارت از نص و خبرى نباشد و اگر هم نباشد ، خود متضمن گواهى آنها است بر آنكه شهيد سعيد نبيل با جلالت و خوش عاقبتى بوده . ( 1 ) ما يافتيم كه شيوخ اصحاب ما چون مفيد ( ره ) و ديگران او را در كتب خود بزرگ ياد كنند ، دنبال نامش ترضيه و طلب رحمت آرند و احدى از علماى ما در وى طعن و انتقادى نكرده و آنچه در اخبار است كه هانى در كوفه به ديدن ابن زياد رفته و با او رفت و آمد داشته ، همراه اشراف كوفه تا گاهى كه مسلم به او پناهنده شده باعث طعنى نيست زيرا از روى تقيه بوده چون هانى مردى معروف بوده و ابن زياد او را منظور داشته و با او سر دوستى داشته و كناره‌گيرى او خلاف تقيه بوده كه اساس كار مسلم بوده است و براى رفع توهّم پيش او رفت و آمد داشت تا مسلم به او پناهنده شد و بعنوان بيمارى قطع مراوده كرد و آنچه را گمان نداشت پيشامد كرد و اما آنكه مسلم را از تعجيل در خروج ممانعت كرد شايد در تأخير آن مصلحت‌بينى داشته و مىخواسته جمعيت بيشترى فراهم گردد و ساز و برگ تكميل شود و امام حسين ( ع ) به كوفه رسد و به آسانى كار آنها انجام شود نبرد را يك بار به همراهى خود امام آغاز كنند . ( 2 ) و اما آنكه از قتل ابن زياد در خانهء خود دريغ كرد كه مورد اختلاف است و پاره‌اى اخبار مىگويد : خود او بود كه بعنوان مرض ابن زياد را به خانهء خود آورد تا مسلم او را بكشد و گذشت كه مسلم عذر آورد كه زن هانى به او آويخته و در