با اهل نيز موجب فشار قبر مىشود . « 1 »
و در روايتى از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه از براى او فشار قبر است . « 2 »
و در روايت ديگر است كه از كفّارهء آن چيزى ( نعمتى ) است كه آن مؤمن تضييع كرده . « 3 »
و شيخ صدوق ( رحمة اللّه عليه ) از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مردى از احبار « 4 » را در قبرش نشاندند و گفتند : ما صد تازيانه به تو مىزنيم از عذاب خدا ، گفت : « من طاقت ندارم » پس كم كردند تا رسيدند به يكى و گفتند : چارهاى از يك تازيانه نيست .
گفت : « به چه سبب مرا مىزنيد ؟ » گفتند : به سبب آنكه نماز خواندى روزى به غير وضو ، و گذشتى بر ضعيفى پس او را يارى نكردى ! پس او را يك تازيانه از عذاب اللّه زدند كه قبرش مملو از آتش شد . « 5 »
و نيز از آن حضرت روايت كرده كه : هرمؤمنى كه برادر مؤمن او از او حاجتى بخواهد و او توانايى داشته باشد كه آن حاجت را برآورد و برنياورد ، حقتعالى مسلّط فرمايد بر او در قبر مار عظيمى كه او را « شجاع » گويند كه پيوسته مىگزد انگشتان او را ؛ و در روايت ديگر است كه بگزد انگشتان او را تا روز قيامت ، خواه آمرزيده باشد يا معذب باشد . « 6 »
چيزهايى كه باعث نجات از فشار قبر است
و امّا چيزهايى كه باعث نجات از فشار قبر و عذاب آن است پس بسيار است و ما در اينجا اكتفا مىكنيم به چند چيز :
اول : از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه : هركه در هرجمعه سورهء نساء
هامش
( 1 ) - بحار ج 6 ص 217 ح 9 و 220 ح 14 .
( 2 ) - بحار ج 6 ص 221 و سفينة البحار ج 2 ص 74 واژهء ضغط ح 19 .
( 3 ) - بحار ج 6 ص 221 ح 16 .
( 4 ) - احبار جمع حبر « يعنى عالم يهود » و محتمل است كه اخيار با خاء معجمه و ياء مثناة ( دو نقطه ) بوده باشد ( منه ) .
( 5 ) - بحار ج 6 ص 221 ح 18 .
( 6 ) - اصول كافى 2 / 194 و 196 باب قضاء جاجة المؤمن ح 5 و 13 عنه بحار 74 / 330 ب 20 ح 102 .