قرآن و احاديث متواترى كه در اين زمينه وجود دارند ، بهگونهاى ويژه ، روزهدارى را براى نيل به سلامتى جسم و روحى توصيه مىكنند .
روزهدارى مىتواند با ايجاد آرامشى خاص ، بر جوانب مختلف فيزيولوژيكى بدن تأثير گذاشته و از بروز بسيارى از اختلالاتى كه امروزه ما از آنها بهعنوان اختلالات روانتنى
( Psychosomatic )
نام مىبريم جلوگيرى به عمل آورد ( 1 ، 2 ) . در طى روزهدارى بدن به لحاظ چرخه تأمين انرژى مورد نياز وارد مرحله نيمه گرسنگىشده و الگوى تأمين انرژى آن تغيير مىيابد . علاوه بر اين تغييراتى نيز در سطح هورمونهاى درونريز حاصل مىشود . به طور كلى مىتوان گفت كه در طى روزهدارى الزاما تغيير چندانى در ميزان كالرى دريافتى روزانه حاصل نمىشود . چيزى كه در اين ميان بيشتر شامل تغيير است ، فواصل بين دريافت مواد مغذى است . ازاينرو نمىتوان اينگونه تصور كرد كه روزهدارى مىتواند منجر به بروز سوء تغذيه شود . به عبارتى ديگر اگر الگوهاى غذايى مناسبى در دوران روزهدارى رعايت شوند ، احتمال ابتلا به سوء تغذيه كم خواهد بود ( 3 ، 4 ، 5 ، 6 ) .
با توجه به مشترك بودن اين تكليف دينى در برخى از مكاتب دينى ، تحقيقات بسيارى در خصوص فوايد روزهدارى در سراسر جهان انجام شده است . در اين مطالعه سعى شده است كه نتايج حاصل از اين تحقيقات به صورت كلى مورد بررسى قرار گيرد .
روش بررسى :
در اين مطالعه نتايج حاصل از 45 مطالعه مقطعى ، مورد شاهدى ، همگروهى و كارآزمايىهاى بالينى مورد بررسى قرار گرفتند . اولين مطالعه ثبتشده در اين خصوص به سال 1928 باز مىگردد و تاكنون مطالعات زيادى در اين خصوص انجام پذيرفتهاند .
نتايج : مىتوان گفت كه مطالعات مدون بر روى تأثير روزهدارى بر سلامت انسان به سال 1928 باز مىگردد و تا به امروز يافتههاى بسيارى در اين زمينه بدست آمده است . البته لازم به ذكر است كه بسيار پيشتر از اين تاريخ در طب سنتى چين نيز برخى از اطبا به منظور درمان برخى از بيماريها امساك از خوردن غذا به مانند آنچه كه در روزهدارى ديده مىشود را توصيه مىكردهاند ( 1 ، 2 ) . به لحاظ فيزيولوژيكى و بيوشيميايى بدن هنگامى به