تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

فصل 25

[ احترام فوق العاده امام صادق ع به هشام بن حكم ]

شيخ - أدام اللَّه عزّه - فرمود كه هشام بن حكم اكبر اصحاب ابى عبد اللَّه عليه السّلام و فقيه بود و حديث بسيار روايت كرده است و به صحبت ابو عبد اللَّه جعفر بن محمد عليه السّلام رسيده و بعد از وى به خدمت ابو الحسن موسى عليه السّلام حاضر شده ، و كنيه وى ابو محمد و ابو الحكم بود مولاى بنى شيبان و در كوفه اقامت داشت ، و به حدى علوّ مرتبه او پيش ابو عبد اللَّه جعفر بن محمد عليه السّلام رسيد ، ( 30 ) روزى در منى بر آن حضرت داخل شد و او جوان و اول خط عارضش بود ، در آن مجلس شيوخ شيعه مثل : حمران بن اعين « 1 » و قيس بن ماصر « 2 » و يونس بن يعقوب « 3 » و ابو جعفر احول « 4 » و غير ايشان حضور داشتند . حضرت او را بالاتر از همه نشاند ، با آنكه در بين ايشان كسى نبود كه در سن از
هامش
( 1 ) حمران بن اعين شيبانى از اصحاب برجسته امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام بود . امام باقر عليه السّلام به او ، فرمود : حتما تو در دنيا و آخرت از شيعيان ما هستى ، امام صادق عليه السّلام در حق او ، فرمود : به خدا سوگند ، مؤمن مرد . « التحرير الطاوسي » ص 174 ، « جامع الرواة اردبيلى » 1 / 278 . ( 2 ) قيس بن ماصر از متكلّمين شيعه است و نزد على بن الحسين آموزش ديده و از اصحاب امام صادق عليه السّلام بوده است . « جامع الرواة اردبيلى » 2 / 26 . ( 3 ) يونس بن يعقوب بن قيس بجلى دهنى خواهر زاده معاوية بن عمّار بود . او به امام صادق عليه السّلام و امام موسى كاظم عليه السّلام اختصاص داشت و وكيل امام كاظم عليه السّلام بود و در ايام حيات امام رضا عليه السّلام در مدينه رحلت كرد و امام رضا عليه السّلام متولّى امر كفن و دفن او شد . يونس اول قائل به امامت عبد اللَّه بن جعفر بوده و بعد ، از او رجوع به امام كاظم عليه السّلام نمود . « رجال النجاشى » ص 446 . ( 4 ) محمد بن على بن نعمان بن أبى طريفهء بجلى معروف به « ابو جعفر احول » و « مؤمن الطاق » كه مخالفان شيعه ( به خاطر مهارت او در بحث و عاجز ساختن آنها ) « شيطان الطاق » اش مىگويند . . . منزلت او در علم و دانش و حسن خاطر مشهورتر از آن است كه نياز به ذكر باشد . مسائلى به او نسبت داده‌اند كه نزد ما ثابت نشده است . . . از جملهء كتابهاى او « الاحتجاج في امامة امير المؤمنين عليه السّلام است . كتابى در « ردّ خوارج » و كتابى هم در بارهء « جلسه‌هاى بحثى كه با ابو حنيفه و مرجئه » داشته مىباشد . او با ابو حنيفه بحثها و حكايات فراوانى دارد . . . « رجال النجاشى » ص 326 .