لازم دائمى است يا نه اگر اقرار آن كند و آواز گوش همچون آواز درخت بود سبب آن مستكن در نفس رأس و گوش باشد .
و اگر گويد كه گاه ساكن مىشود و گاه هيجان مىكند به حسب امتلا و خلاى معده و بوقت حركت و عند اشتداد و گرمى يا سردى و آواز گوش همچون آواز جوشيدن ديگ بود پس آن به مشاركت اعضاى ديگر مثل مراق يا طحال يا روده و يا رحم يا معده باشد بعده ببينند كه تپ نيز هست يا نه اگر باشد بپرسند كه درد گوش نيز هست يا نه اگر تپ و درد هر دو باشد سببش جوش ريم باشد .
و اگر صرف تپ بود سببش اضطراب اخلاط باشد .
و اگر تپ و وجع نبود ببينند كه مريض ضعيف و نقيه هست يا نه اگر نقاهت و كدورت حواس و ضعف افعال نفسانى يافته شود و پيش از اين امراض عارض شده باشد سببش ضعف قوت سامعه و دماغ باشد پس اگر با آن سوء مزاج حار يا بارد بود در حار وقوع اين دفعهً و مع التهاب باشد و تقدم استعمال ادويه حار و سهر شديد نيز بر آن دلالت كند .
و اگر بارد بود به خلاف اين باشد .
و اگر مريض ضعيف نباشد وجود دغدغه در گوش و تقدم عروض قرحه در گوش بپرسند اگر باشد سببش كرم متولد در گوش باشد و الا حال تقدم وقوع صدمه بر سر يا قى عنيف يا فكر عظيم يا انقطاع اسهال قبل از وقت او يا تناول مسكرات يا خواب بعد طعام يا خوردن ادويه حاره و اغذيه مبخره يا استعمال ادويه قابضه بر سر بپرسند پس اگر اقرار هر كدام ازينها كه نمايد سببش مان باشد و الا سؤال كنند كه گرانى در سر و گوش و تمدد معلوم مىشود يا نه اگر در سر و گوش هر دو گرانى و تمدد گويد و طنين لازم بود از انصباب فضله دماغ به سوى گوش باشد .
و اگر در سر گرانى و در گوش تمدد بيان كند و طنين نزد حركات بدنى يا نفسانى اشتداد او نمايد و احساس كند بحركات كه گويا در دماغ دور مىكند يا از جانبى به جانب ديگر منتقل مىشود سببش رياح و ابخره منحل از فضول مجتمعه در سر باشد .
و اگر گرانى و تمدد و غيره هيچ نباشد حال ازدياد طنين در حالت گرسنگى و خفت او وقت شكم سيرى بپرسند پس اگر آثار يبوست و تقدم فاقها و نايافتن غذا و يا تقدم حميات و يا استفراغات دريافت شود سببش شدت خلا و يبوست باشد .
و اگر بدن صحيح و دماغ سالم و ديگر حواس قوى و ذكى باشد و از تناول مغلظات و مسكرات خفت يابد و در گرسنگى هيجان نمايد سببش ذكاى حس سمع باشد علاج در جميع انواع اين مرض از گرمى آفتاب و آتش و حمام به سبب و حركت عنيف و قى و آواز بلند و كثرت كلام و جماع و امتلاى طعام و از تمامى مبخرات همچون سير و پياز و گندنا و شراب و گرسنگى بسيار و خواب بر امتلا و تداخل و قبض شكم اجتناب لازم شمارند و تليين طبيعت در اكثر انواع و دلك شديد اطراف و نهادن او در آب گرم و منع ابخره به مثل كشنيز خشك و خشخاش و هر چه درست گذشت نافع شناسند .
و گويند كه آنچه در اين مرض بالخاصيه نفع دارد نوشيدن ريحان و تقطير عصارهء نسرين و قطران است و در امتلائى اول تنقيه بدن يا سر بعده تلطيف تدبير نمايند و شربت اسطوخودوس مع شربت ليمون نافع است و در مشاكى قصد تنقيه عضو فاعل مرض و خصوصاً معده اگر تصاعد بخار از آن باشد به حسب خلط فاعل آن از مطبوخات مناسبه و ايارجات واجب است و اطريفل صغير خورانند و خصوص در معدى و ايارج فيقرا نيز آميزند و ثقويت دماغ به خوردن اطريفلات و مانند آن و مالش به مثل روغن آس و مالش به مثل روغن آس و روغن گل و تقويت گوش بمانند روغن بادام و امثال آن كنند و در اين رعايت مزاج اول در سن مرعى ذارند و هر يكى را تدبير و علاج حسب مزاج و قصد تقويت او به قانون معلوم نمايند .
علاج طنين بلغمى و ريحى
اول بهر انضاج و تنقيه منضج و مسهل بلغم و حب ايارج دهند بعده غرغره منقى دماغ به عمل آرند و يا گل خطمى تخم مر و عنب الثعلب كشنيز خشك هر يك شش ماشه اسطوخودوس چهار ماشه جوشانيده غرغره سازند و روغن قسط در گوش چكانند و اكليل الملك و بابونه و شبت و پياز نرگس در آب جوشانيده بخار آن بگيرند .
صفت روغن قسط بگيرند قسط ده درم و نيمكوفته شب در سركه بخيسانند و صبح در نيم آثار بجوشانند تا به نيمه آيد صاف نموده نيم آثار روغن كنجد بر سر آن ريخته باز بجوشانند تا آب فانى شود و روغن بماند بردارند و اطريفل اسطوخودوس يا معجون و بيد الورد بخورانند و يا جندبيدستر سه چهار حبه تا يك ماشه در اطريفل مذكور يك توله آميخته دهند .
و اگر جند بهم نرسد عوض آن زراوند طويل كنند و بالاى طعام اين سفوف دهند باديان سه توله عود هندى زرنب دانه قاقله كبار هر يك يك توله مصطكى دو توله نبات سفيد برابر شربتى دو مثقال و گلاب قرنفلى نوشيدن فائده عظيم دارد با جوارش مصطكى مركب علوىخانى و پرهيز از چيزهاى مضر دماغ و بخار انگيز از اغذيه و فواكه و بقولات و لبنيات واجب دانند و بعد از حمام روغنهاى معتدله چون روغن مور و بادامى بر تارك سر مالند و در گوش چكانند .
و ايضا تنقيه به حبوب مسهله به كرات و مرات و بعد از آن استعمال مصطكى سه ماشه و گلاب قرنفلى سه توله تا دو هفته در اين مرض كه كهنه باشد مفيد مىشود و گرفتن بخار مرزنجوش و جاورس مطبوخ در آب نيز مفيد است .
و اگر مثانه به اين مطبوخ پر كرده تكميد گوش نمايند اولى بود و يا گل بابونه افسنتين مرزنجوش اسطوخودوس مشكطرامشيع صعتر حاشا جعدهء خشك ابهل فطرا ساليون شحم حنظل جوز السرو كمافيطوس دارشيشعان شبت پودينه جمله يا هر چه از اين بهم رسد جوشانيده بر بخار آن انكباب نمايند و روغن ترب يا روغن بادام تلخ به جندبيدستر