كه اين شهر را به اسم آن علف ناميده باشند و چون از چندى قبل از ميلاد تا ديرى بعد از هجرت بلكه تاكنون اعراب در آن شهر و در آن اراضى ساكنند و قادر بر تنطق به حرف پا كه از حروف مختصه به عجم است نبودهاند لابد بابل گفتهاند . در تورات از اين شهر و اخبار تاريخى متعلق به اين شهر مكرر و بسيار ذكر شده و ما اينك به مناسبت مقام آنچه را در كار است ذكر مىنمائيم :
مطابق فصل اول كتاب عزرا
در سال اول سلطنت كورش - كه فرنگيها آن را سيروس و عجم آن را كيخسرو نامند و پادشاهى فارس داشت - محض ظهور اثر كلام خداوند سبحان ، ارمياه مايهء هيجان روح كورش شده او را برانگيزانيد تا فرمانى به اين مضمون صادر كرده در ممالك خود منتشر نمود كه كورش ملك فارس چنين مىفرمايد كه خداوند خداى آسمانها تمامى ممالك روى زمين را به من داده است و مرا امر كرده كه در اورشليم خانه به جهت او بنا نمايم . از شما در ميان قوم كيست كه خدايش با او باشد تا بر اورشليم كه در يهوداه است برآيد و براى خداوند خداى اسرائيل كه در اورشليم است خانه بنا نمايد و مردمان ساكن مكانها او را به طلا و نقره و امتعه و دواب اعانت نمايند . سواى آن هدايائى كه به ارادت داده مىشود . پس رؤساى اجداد يهوداه و بنيامين و كاهنان و لويان با تمامى كسانى كه خدا روح ايشان را برانگيخته بود برخاسته كه خانهء خداوند كه در اورشليم است بنا نمايند . كسانى كه در اطراف ايشان بودند به ظروف طلا و نقره و امتعه و دواب و تحفههاى قيمتى كمك كردند و نيز هداياى ارادتى تقديم نمودند و ملك كورش ظروف خانهء خداوند كه نبوكدنصر ( بختنصر ) « 1 » از اورشليم آورده و در معابد خود گذارده بيرون آورد و به دست متردات خزانهدار خود به « شيش بصر » « 2 » سرور يهوداه شمرد كه تعداد آنها اين
هامش
( 1 ) -Nabuchodonosar .( 2 ) - به معناى « آتشپرست » . اسمى است كه در درگاه سلطان فارس براى زروبايل گذاشته شده ( كتاب عزرا ) ( ر - ك : قاموس كتاب مقدس ص 544 ) .