إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ؟ » « 1 » ( 59 ) و دليل بر آن كه توحيد بىتشبيه اندر تأويل كتاب خداى است آنست كه جز بتأويل « 2 » اختلاف و اشتباه كاندر كتاب است باتّفاق نيايد « 3 » . و روا باشد كه ظاهر قولها مختلف باشد [
19 ] و لكن روا نباشد كه قول خداى متناقض باشد تا جايى « 4 » گويد جز خداى هيچ نيست : قوله « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ . » « 5 » و جايى ميگويد : من گويندهام كه همىگويم : قوله « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . » « 6 » شما نيز بگوييد اين قول را كه شما نيز همچون من گويندگانيد « 7 » و شما بينا و شنواييد و من بينا و شنوايم « 8 » . و جايى همىگويد : خداى آفريدگار همهء چيزهاست بدين آيت : قوله « اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ . » « 9 » و ديگر جاى همىگويد : آفريدگاران بسيارند و خداى از آن همگان « 10 » نيكو آفرينندهترست . « 11 » قوله : « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . » « 12 » و جايى همىگويد كه خداى آنست كه او مر شما را بيافريد و روزيتان داد بدين آيت : قوله « اللَّهُ « 13 » الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ . » « 14 » و ديگر جاى همىگويد : ( خداى بهترين ) روزىدهندگانست بدين آيت : قوله « وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ . » « 15 » و جاى ديگر همىگويد : بر يكديگر افسوس مكنيد ، قوله « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ . » « 16 » و جايى همىگويد كه كافران بر مؤمنان همى افسوس كنند ، خدا نيز بر كافران افسون كند ، بدين آيت :