[ 598 ]
مرهم جهت منفجر نمودن قرحه :
كه محتاج به نيشتر نباشد خمير مايه ، سه ؛ بورهء ارمنى ، جاوشير ، سرگين كبوتر و مرغ و دبق مقشّر ، هر يك ، يك به آهك آب نديده و صابون ، هر يك دو با روغن زيتون سرشته ، استعمال نمايند .
[ 599 ]
مرهم جهت سعفه :
زراوند طويل ، راتيانج ، گلنار و اقاقيا ، بالسوية با اندك روغن گل و سركه بسايند .
[ 600 ]
مرهم بواسير :
و مرهم مقل نامند . جهت شقاق مقعد و درد آن ، نافع است : موم ، روغن كنجد ، پيهء مرغابى ، مغز ساق گاو ، روغن كوهان شتر ، زردهء تخم مرغ و مقل ، بالسوية ، مقل را در لعاب تخم كتان حل نموده و مرهم ترتيب دهند .
[ 601 ]
مرهم ناصور و با صور ضربانى و غير ضربانى :
زرد چوبه و مرداسنگ ، ده ، نرم سائيده ، با چهار مثقال روغن گل و دو درهم موم و آب خالص به قدرى كه ادويه را بپوشاند به آتش نرم چندان بجوشانند تا مرهم شود .
[ 602 ]
مرهم هوجوبه :
كه شنكار نامند . جهت زخمها و اورام آن و تشنج و جراحات ، نافع است : هوجوبه را نرم سائيده ، با روغن كنجد ، پنج و موم ، چهار ، مرهم سازند .
[ 603 ]
مرهم كافورى :
جهت كل قروح حارّه و سوختگى آتش و جمره و نمله مجرب است :
چهار درهم موم را در پنج درهم روغن گل گداخته ، با سفيداب قلعى ده درهم و كافور قيصورى ، يك ، مرهم بسازند .
[ 604 ]
مرهم رال :
از حكماى هند است . جهت جراحات مزمنه و عسر البرء به غايت مجرب است و به جهت قروح آتشك و ناصور ، به غايت نافع است و منبت لحم و رافع گوشت فاسد و مصلح عضو ضعيف و ظاهراً عديل نداشته باشد و حقير مكرر تجربه در قروح مأيوسين نمودهام :
كافور قيصورى ، رال هندى - كه لعل معبرى و شجره و قيقهن نيز نامند - و كات هندى ، هر يك چهار مثقال ، كوفته و بيخته و موم را با روغن گاو تازهء بىنمك كه مساوى مجموع باشد در ظرف آهن گداخته ، اوّل رال را ريخته ، دو سه جوش كند ، پس كات را به دستور ، پس كافور را بريزند و ديگر جوش ندهند و در قروح مزمنهء قديمه تا سه روز با قدرى فوفلِ سوخته استعمال نمايند و بعد از آن به تنهايى .
[ 605 ]
مرهم زمانى :
كه از تأليف والد حقير - « محمد زمان تنكابنى » ( ره ) - جهت جراحات