بشكست و سيم را ( به ) بناى مسجد داد و بكرامت آن ولى اللّه بوى كفر و هندويى از شهر غزنه برخاست . » ( ورق 15 )
مطالب تاريخى كه ازين حكايت بدست مىآيد ، و با كتب ديگر و اسناد موثق كتبى مطابقت مىرساند ، صرفنظر از مراتب خرق عادت و كرامت آن ، مورد بحث ماست . و نتايج تاريخى آن در روشنى كتب تاريخى ديگر قرار ذيل است :
1 / لويكان يك دودمان شاهى بودند كه در زابلستان و غزنه و گرديز حكمرانى ميكردند ، و از عصر كوشانيان و قرن دوم مسيحى سراغ آنها بدست آمده ، كه با كابلشاهان خويشاوندى داشتهاند .
2 / زبان خلجى ( غلجى ) پنبتو را مىدانستند ، و يك بيت قديم پنبتو از ايشان باقى مانده و در نام فاميلى ايشان هم ريشه لوى ( بزرگ و سردار ) پنبتو موجود است ، و شايد با همين غلجيان واديهاى غزنه ربط و پيوستگى داشتهاند ، و سيستم لهجوى زبان اين بيت با لهجهء وردگ غزنه و وزير ( وجير ) قرابتى دارد .
3 / اين لويكان بت اسلاف خود را در معبد دروازهء باميان غزنه گذاشته بودند ، اما بعد از هجوم تازيان ( عرب ) مانند ديگر مردم اين سرزمين ظاهرا مسلمان شدند ، ولى بعد از ان ارتداد نمودند ، و درين وقت حكمران دودمان لويك خانان يا خاقان نامداشت ، كه معاصر بود با خنچل كابلشاه حدود 164 ه
4 / پيكارهاى اين مردم در غزنه و گرديز ، با لشكر فاتحان عرب و صفاريان و غزنويان قرنها دوام داشت ، و بالاخر شاهى ايشان در 365 ه بدست سبكتگين پدر سلطان محمود منحل شد . ولى بعد ازين در دربار غزنه بحيث رجال دولت باقى ماندند ، و بامور سياست و رسالت مىپرداختند .
اكنون افراد دودمان لويك را كه تاكنون از اسناد موجوده شناختهايم ، ذيلا شرح ميدهيم :
لويكان غزنه و گرديز
1 / شيزو گرگ :
SHIZOGARG
اين شخص پدر لويك بوسر است ، كه در نمرهء دوم ذكر خواهد شد ، در كتيبهء سرخ